10 جولای

حجاب در آینه تمدن‌ها و ادیان/بی‌حجابی سهم زنان از تمدن

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از گوهرشادنیوز، آغاز و پیدایش حجاب و پوشش مربوط می‌شود به دوران زندگانی حضرت آدم و حوا(ع)، هنگامی که آن دو بزرگوار مرتکب آن خطا شدند، چون از آن درخت تناول کردند حجاب از تن شان بر داشته و زشتی‌هایشان آشکار شد. «و آنگاه که آدم و حوا از آن درخت ممنوعه چشیدند، پوشش خود را از دست دادند و به سرعت با برگ درختان بهشتی، خود را پوشاندند»


فَدَلاَّهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّة (اعراف/۲۲) در تفسیر آیه فوق آمده است که آدم و حوا (علیهم ‌السلام )، قبل از ارتکاب این خلاف ، برهنه نبودند بلکه پوششی داشتند که در قرآن ، نامی از چگونگی این پوشش برده نشده ، اما هر چه بوده نشانه‌ای بر شخصیت آدم و حوا و احترام آنها محسوب می‌شده که با نافرمانی ، از اندامشان فرو ریخته است.


تعریف حجاب

حجاب به معناى پوشاندن بدن زن در برابر نامحرم از احکام ضرورى دین اسلام است. در ادیان الهى دیگر از جمله آئین زرتشت، یهود و مسیحیت نیز این حکم با تفاوتهایى وجود دارد.

حجاب یعنی پوششی که کرامت، عفت و وقار زنان و دختران را تضمین کند و هر چیزی که این نظر را تأمین کند حجاب است لباس و پوشش جدای از حفظ بدن و آراستگی آن دارای آثار فلسفه‎ای عمیق است و رابطة مستقیمی با فرهنگ مردم دارد. در هر جامعه‎ای نوع و کیفیت لباس زنان و مردان علاوه بر آن که تابع شرایط اقتصادی و اجتماعی و اقلیمی آن است قویاً تابع جهان‎بینی و ارزش‎های حاکم بر فرهنگ آن جامعه و حتی مبین آن جهان‎بینی است.[۲] لذا مذاهب مختلف در نوع لباس مردم نقش مؤثری داشتند و در اسلام نیز بر لزوم پوشیدگی و حجاب به ویژه برایزنان تأکید شده و در قرآن کریم[۳] بر رعایت آن تصریح گردیده است.


حجاب نمادی از جایگاه زن در فرهنگ‌ها و تمدن‌ها

پوشش بانوان در گذر تاریخ، نمادی از جایگاه زن در هر فرهنگ و تمدنی است. با مطالعه تاریخ در می یابیم که زنان در مشرق زمین پوششی محکم تر و کامل تر از زنان غربی داشته و دارند و همین نشانگر این است که نگاه مردمان نسبت به زن در سرزمینی چون ایران متفاوت از دیدگاه سرزمین های غربی به مقوله « زن » بوده است. پوشش زنان در ایران باستان نشان می دهد که حجاب زنان ایرانی، حتی قبل از ورود اسلام به ایران، حجابی کامل و در جهان باستان منحصر به فرد بود.

پوشش دینى بانوان، از اختراعات آیین اسلامى نیست، بلکه ریشه در تاریخ دارد. به گفته ویل دورانت: (قوم یهود و ایرانیان قدیم, حجاب را براى بانوان یک نوع کرامت و شرافت, و از واجبات دینى مى دانستند).۱ اما اسلام, پوشش و حجاب را براى شبه جزیره عربستان به ارمغان آورد.


وجود حجاب در ادیان آسمانی

حجاب و پوشش در تمام ادیان و مذاهب، داراى جایگاه خاصّى است و یکى از دلایل اساسى آن این است که حجاب و عفاف، یک امر فطرى است.

دین یهود درموارد متعدد بر وجود حریم بین زن و مرد تأکید می کند تا اینکه بتوان به این وسیله پاکی خانواده را حفظ کرد. آیین مسیح قوانین به مراتب سخت تر از یهود دارد تا جایی که تجرد را مقدس می شمارد.

و اما زرتشت تا جایی پیش می رود که ملاقات زن را با هرگونه مردی جز همسرش محکوم می کند. «اَشو زرتشت» با توصیه ها و اندرزهاى خود، کوشیده است تا پایه هاى حجابى را که زنان ایرانى به عنوان یک فرهنگ ملّى در ظاهر عرف خود رعایت مى کنند، در عمق روح آنان متحکّم نماید و از این راه، ضمانت اجراى قانون حجاب را در آینده نیز تأمین نماید و بدین سان، جامعه خویش را در مقابل امکان انحراف هاى اخلاقى پنهان، بیمه کند.


اما دین مقدس اسلام که کامل ترین دین آسمانی است برای حجاب احکام خاص و مترقی تری دارد و برای حجاب حدی متناسب با غرایز بشری در نظر گرفته است. وجود احکام برای پوشش و حجاب در ادیان برخواسته از این بوده که در بین اقوام مختلف پوشش وجود داشته است. که می توان از مادها، هخامنشیان، اشکانی ها و … نام برد.


پوشش زن در یونان و روم باستان

زنان یونانی در دوره های گذشته، صورت و اندامشان را تا روی پا می پوشاندند. این پوشش که شفاف و بسیار زیبا بود،یکی از تاریخ نویسان غربی نیز شواهد زیادی دال بر وجود حجاب در بین زنان یونان و روم باستان آورده است. او درباره «الهه عفت» که یکی از خدایان یونان باستان است، می گوید: «آرتمیس»، الهه عفت است و عالی ترین نمونه (و الگو برای) دختران جوان به شمار می آید. دارای بدنی نیرومند و ورزیده و چابک و به زیور عفّت و تقوا آراسته است.»


فلسفه حجاب را که اسلام

حجاب در اسلام به عنوان یکی از ضروریات دینی به شمار می‌رود که هیچ‌یک از فقها و علما از صدر اسلام تا کنون در ضروری بودن آن تشکیک نکرده‌اند، حکم حجاب از جمله احکام ارشادی دینی است، به این معنی که حکم اسلام به حجاب، تأیید حکم عقلی است از این رو اندیشمندان مسلمان دلایل عقلی مختلفی را برای حجاب بیان کرده‌اند که مجموع آن دلایل به بیست عدد رسیده است.

خداوند عفاف و حیا را برای زن جزو خصلت وجودی او قرار داده است، از این رو همه زنان مسلمانی که دارای فطرت پاک هستند دارای این خصلت می باشند. عفاف، روح پوشش است و پوشش کالبد آن; عفاف، فلسفه حجاب است و حجاب، تضمین کننده عفاف و حیا می باشد.


پیشینه عفاق و حجاب در ایران

حجاب، مسئله ای فطری است که از دیرباز در فرهنگ ملی و باستانی ما وجود داشته است. بی حجابی و کشف حجاب، از سال های بسیار دور مورد توجه استعمار جهانی بود؛ زیرا آنها فرهنگ ریشه دار ملت های اسلامی را هدف قرار داده بودند.


در حالی که اسلام ستیزان، حجاب را رهاورد اسلام و فرهنگ عربی معرفی می کنند تا آن را عاملی برای محدود کردن زنان تلقی نمایند؛ اما حجاب در ایران، به عنوان نشانۀ تمدن، پیشینه‌ای بس طولانی تر دارد. در تمامی تاریخ ایران از مادها گرفته تا ساسانیان عفاف بر تمام جامعه حاکم بوده و فقط در نوع پوشش تغییراتی جزئی پدید آمده است. با اینکه در میان اقوام مختلف ساکن در ایران به دلیل شرایط اقلیمی و مشاغل خاص، تفاوت هایی از نظر پوشاک وجود دارد، اما در مجموع، داشتن پوشش کامل، نوعی ارزش محسوب می شده است.


سرزمین ایران سرآمد زیبایی‌ها و ظرافتهاست، مردم ما حامل فرهنگی عمیق و ریشه دار، با آمیزه ای از دین و تاریخ هستند. تاریخی که در اقصا نقاط عالم ریشه دوانده است.

هر اندازه فرهنگ و هنر یک سرزمین با بنیانهای اعتقادی و فکری و دیرپای ملتی مرتبط باشد، برعمق عظمت حس زیبایی شناختی مردم آن سرزمین تاثیر می‌گذارد.

تجلیّات پوشش در میان زنان ایران چنان چشمگیر است که برخی از اندیشمندان و تمدننگاران، ایران را منبع اصلی ترویج حجاب در جهان معرفی کرده اند.

پوشش همراه همیشگی بشراست و ازهمان نخستین بشر از پوشش استفاده می کرده است.آدم – علیه السلام- و حوا بعد از حبوط به زمین به دلیل شرم و حیا از برگ درختان برای پوشیدن خود استفاده کردند.


حجاب مخصوص زنان آزاده و بی حجابی ویژه بردگان

زنان فقیر چون براى کار کردن ناچار از آمد و شد در میان مردم بودند آزادى خود را حفظ کردند، ولى در مورد زنان دیگر گوشه نشینى زمان حیض که بر ایشان واجب بود رفته رفته امتداد پیدا کرد و سراسر زندگى اجتماعى شان را فرا گرفت… . زنان طبقات بالاى اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند و هرگز به آنان اجازه داده نمى شد که آشکارا با مردان آمیزش کنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردى را و لو پدر یا برادرشان باشد ببینند در نقشهایى که از ایران باستان بر جاى مانده هیچ صورت زن دیده نمى شود و نامى از ایشان به نظر نمى رسد.

                                                           

                       زنانی که برای رفع فقر به سربازان آمریکایی خدمات جنسی می‌دهند      

 

شهید مطهرى از سخنان جواهر لعل نهرو چنین استنباط مى کند که او معتقد است که «رومیان نیز (شاید تحت تأثیر قوم یهود) حجاب داشته اند و رسم حرم سرادارى نیز از روم و ایران به دربار خلفاى اسلامى راه یافت».


حجاب زن ایرانی در گذر تاریخ


در عصر ایرانی ـ ترکی، یعنی حکومت های غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان، زنان از نوعی مقنعه و چادر استفاده می کردند که تمامی سر را می پوشاند. معمولاً پیشانی، چانه و دهان را نیز پنهان می کرد و روی این مقنعه و روی پیشانی، نواری بسته می شد. نوع دیگری از این مقنعه تقریبا همچون چادر هم سر را می پوشاند و هم ادامه آن شانه ها و تقریبا تمامی بدن را پنهان می کرد. این سرپوش ها اکثرا به رنگ سفید، سبز و گاه قرمز بود.

شارون فرانسوی، درباره پوشش سر زنان عصر صفوی در سفرنامهاش آورده است: «پوشش سر زنان، چارقد سفیدی است که تا سر شانه می رسد و چادر سفید بلندی که فقط چشم ها از پشت آن پیداست و جلو صورت را با پارچه مُشبّک دست باف یا توری می بندند. در منزل هم زنان سر خود را می پوشانند و تا روی سینه آنها پوشیده است».


حجاب در نظام های حکومتی ایران

دوره مادها؛ کتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» دربارهٔ پوشش زنان در دوران مادها با تکیه بر نقوش برجستهٔ برجا مانده می‌گوید که پوشاک زنان آن دوران از دید شکل با پوشاک مردان یکسان است. در ادامه دربارهٔ آن نقوش چنین می‌نویسد:«مرد و زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده می‌شوند. به نظر می‌رسد که زنان پوششی نیز روی سر خود گذارده‌اند و از زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.»


پارسی ها؛ به وسیله کوروش، دولت ماد را از میان برداشته و سلسله هخامنشی را تأسیس کردند. آنها از نظر لباس همانند مادها بودند. در مورد پوشاک خاص زنان این دوره آمده است: «از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی برمی خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است.

 

دوره اشکانیان؛ در این دوره نیز همانند گذشته، حجاب زنان ایرانی کامل بوده است.در کتاب «پارتیان» نیز آمده است: «زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو بر تن می کردند، با شنلی که بر سر افکنده می شد و نیز نقابی داشتند که معمولاً به پس سر می آویختند.»

حجاب زنان در این دوره چنان اهمیتی داشت که «حتی لباس هنرپیشگان زن، مانند لباس های بلند سایر بانوان، تا پشت پا کشیده شده است.»


دوره ساسانیان؛ در این دوره اردشیر دین زرتشت را دین رسمى کشور قرار داد. اوستا را ترجمه و آتشکدههاى ویران را بازسازى نمود. زنان در این دوره همچنان داراى حجاب کامل بودند. در مورد پوشاک زنان این دوره چنین آمده است: «چادر که از دورههاى پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است، در این دوره نیز به صور مختلف مورد استعمال داشته است.»

دوره صفویان؛ به دلیل توجه صفویان به آداب و رسوم و مذهب خاص ایرانی و مذهب اثنی عشری، رشته های گوناگون صنعت و هنر، پیشرفت شایانی داشته است، که در این میان پوشاک بانوان، با توجه به بافت خاص اجتماعی–مذهبی آن روزگار شکل خاصی به خود گرفت.
پیراهنها، اغلب رنگارنگ و گلدار و زربفت ابریشمی بود و روی آن قبای جلوباز بلندی تا مچ پا به پا می کردند و کمربندی به کمر می بستند بصورتیکه محکم روی کمر قرار نگیرد، کلاه کوچک، چارقد، شلوار پنبه دوزی شده، جوراب ساقه کوتاه پارچه ای از جمله پوشاکی بودند که در فصل زمستان مورد استفاده زنان قرار می گرفتند.


دوره زندیه؛ در دوره نادرشاه افشار و خاندان او از تجملات لباس ها کاسته شد و جامه ها فرمی ساده تر به خود گرفتند. از خصوصیات جامه های این دوره کوتاه شدن دامن پیراهن ها (بلوز) و قبا بود و فرم شلوار(تنگ یا گشاد) و جنس وتزیینات آن اهمیت بیشتری پیدا کرد. در دروه زندیه عموما زنان پیراهن تنگی در بر می کردند که پارچه آن اغلب از نخ و ابریشم بود. یقه گرد (بدون یقه) که در وسط آن چاکی بوسیله روبان یا دکمه در زیر گلو بسته میشد. در مواقع احتیاج روی پیراهن، اغلب ارخالق( کت بلندی است که تا نصف بدن را می پوشاند)آستین سنبوسه یا کلیجه( کت بلندی که تا روی ران می رسید روی ارخالق می پوشیدند) آستین کوتاه می پوشیدند.


قاجاریه و تاریخ کشف حجاب در ایران
جریان غرب گرایی، ابتدا در شکل پوشش مردان ایرانی در دوران فتحعلی شاه اثر گذاشت. رفت و آمدهای هیئت های فرانسوی به دربار ایران به منظور عقد قراردادهای سیاسی ـ نظامی با دولت ایران سبب شد که دربار ایران به تدریج با تحولات سیاسی، نظامی و اجتماعی اروپا آشنا شود. فرانسویان برای نفوذ در ایران، از دربار شروع کردند و چندین خیاط فرانسوی را به دربار قاجار فرستادند. این خیاط ها، لباس هایی برای شاهزادگان قاجار می دوختند که از طرح های اروپایی مایه می گرفت و به ظاهر آنها را پیش چشم دیگران برجسته می نمود. سفر ناصرالدین شاه به اروپا، در ظواهر پوشش اندرونی زنان دگرگونی پدید آورد. البته هنوز شرایط برای تغییر پوشش زنان در بیرون خانه فراهم نشده بود. در این دوره، زنان جوان گاه روبنده را یک طرف سر جمع می کردند.



رضاخان و سفر ترکیه: مهم ترین عامل پیدایش و اجرای کشف حجاب، سفر رضاشاه به ترکیه بود. اگرچه رضاشاه فکر تجددگرایی را از اوایل سلطنت در سر می پروراند، ولی سفر به ترکیه این فکر را تقویت کرد. شاه ایران در سفر چند روزه خود، از مناطق گوناگونی بازدید کرد. نوع لباس و شیوه فعالیت زنان در جامعه و شیوه تعلیم و تربیت دختران ترک، نظر او را جلب کرد. شاه تصور می کرد تمام این تغییرات و پیشرفت های ترکیه، حاصل فعالیت مساوی زنان و مردان بوده است و مایل بود به پندار خود، برای جبران عقب ماندگی های ایران، چنین وضعی در ایران نیز پدید آید. ازاین رو، کشف حجاب زنان در ایران را می توان ره آورد سفر او به ترکیه دانست.

 

 

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *