24 سپتامبر

شهیدی که از نوجوانی تمرین جهاد کرد

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از قابوس نامه علی انصاری متولد یکم دی ماه هزارو سیصدو سی و هشت در گنبدکاووس است که رسم خدمت به دین را نزد پدرش خانعلی انصاری که خادمی امامزاده یحیی بن زید(ع) را چون افتخاری در کارنامه خود دارد می آموزد.

علی در خانواده ای کم درآمد پا به عرصه وجود می گذارد اما در دامان بانو زهرا نوروزی مادری پرورش می باید که پایه های زندگی او را بر مبنای محکم اسلام استوار می کند وتربیت در مکتب حسین (ع) ره آوردی بزرگ در زندگی اوست تا جائیکه خدا او را از بیماری سختی نجات می دهد تا پاداش خدمت در این مکتب که شهادت است نصیبش شود.

زندگی سخت دنیایی برای علی ادامه داشت و او روزها را در زیر بار سنگین مرارتها و مشلات زندگی طی می کرد و هر روز با دیدی وسیعتر به دین اسلام و مسائل آن توجه می کرد.

qaboosnameh 1

این فضای معنوی که از ابتدای طفولیت برای علی مهیا می شود او را به انجام فرایض دینی نیز علاقه مند کرده و و مشتاق حضور در جلسات و محافل مذهبی می کند و در اقامه نماز و قرائت ادعیه همواره کوشا و معتقد بود.

شهید که در سال هزارو سیصدوچهل پنج تحصیلات ابتدایی را آغاز کرده است  با موفقیت در امتحانات نهایی پنجم ابتدایی در سال هزارو سیصدوپنجاه به اتماممی رساند و وارد دومین مرحله تحصیل خود یعنی راهنمایی می شود و همزمانی ورود علی به این مقطع با پیروزی انقلاب اسلامی آغازکر فعالیت های انقلابی علی می شود.

با وقوع این جریانات علی بیشتر فعالیتش را درمعطوف به  بسیج بچه ها و تشکیل تظاهرات دانش آموزی برای شرکت در راهپیمائیهای متمرکز می کند همراه دیگر مردم ، ایثار در راه دین و قرآن را لازم می داند و بی باکانه تا سر حد جان فداکاری می کند.

بی باکی علی در بیان اعتقادات در آن دوران که هر ندای مخالفی با بدترین رفتار پاسخ داده می شد باعث می شود مورد خشم رژم قرار گیرد، چنانچه یکبار پس از جمع شدن در دبیرستان و ابراز نفرت از کشتارهای رژیم، درهای دبیرستان توسط رئیس دبیرستان به روی ایشان بسته می شود و ماموران نیز با اطلاع قبلی هجوم آورده و این عزیزان را مورد ضرب و شتم قرار می دهند که دراین جریان علی از ناحیه پا مجروح می شود و تا مدت زیادی از درد پایش رنج می برد.

این برخورد از اعتقاد و همت علی چیز کم نمی کند و او  بعد از پیروزی انقلاب و بر قراری حکومت اسلامی تیز  شبها به پاسداری از دستاورد های انقلاب پرداخته و پس از صدور فرمان امام مبنی بر جهاد سازندگی مرحله دیگری از جهاد خود را آغاز می کند.

علی با وارد به گرو های دانش آموزی جهاد سازندگی  برای آبادانی روستا های اقدام همراه هم رزمان جدیدش می شود و با تمام وجود مشغول خدمت و فعالیت می شود و در هسته های مقاومت فنون نظامی نیز قرا گرفته و به دیگران نیز آموزش می دهد.

او به خاطر علاقه شدیدی به کار در زمینه آمادگی رزمی به عضویت سپاه پاسداران درمی آمد تا بیشتر بتواند در خدمت انقلاب و مردم وحافظ خون شهدا باشد؛ با شروع جنگ تحمیلی و بسیج عمومی جهت دفاع از حریم اسلام و مسلمین و خروش امت حزب الله در دل علی نیز شوق رفتن در سر و میل کندن و رها شدن موج می زند تا اینکه نامش در لیست اعزام به جبهه قرارمی گیرد.

خوشحالی وصف ناپذیر علی از قرار گرفتن در خیل رزمندگان دفاع مقدس  او را همراه برادران بسیجی بدون هیچ ترس و واهمه از جنگ عازم جبهه می کند.

qaboosnameh 2

حضور علی در جبهه همزمان با آغاز عملیات بود و علی و همراهانش به خط مقدم اعزام شدند او فاصله ۱۰ ساعته تا خط مقدم را پیاده با شوق طی می کرد گویی انتظار لحظه موعود را می کشید .

او آگاه شده بود که با شهادت بیش از چند قدمی فاصله ندارد و این هیجان وصال در او در چندان می کرد.آسمان گشوده شد و ملائک به پرواز در آمدند و این علی بود که خود را برای ضیافت الله آماده می کرد.

علی انصاری پس از ساعتها نبرد سنگین و رویاروئی با دشمنان بعثی و  هنگامیکه در ارتفاعات موسوم به قله شمشیر در حرکت بود خمپاره ای از سوی دشمن در نزدیکی او به زمین خورد و ترکش آتشین را بر قلب و جان علی نشاند.

خون گرم و سرخش بر زمین جاری شد و علی که از قبل درب های گشوده آسمان را دیده بود پر های پرواز را به حرکت در آورد وبه آسمانها نزد پروردگارش پر کشید. /روحش شاد یادش گرامی و پر رهرو باد

گزارش از سیدعلی کریمیان

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *