10 جولای

وای بحال عالمی که بجای دیدبانی ارزش ها به خواب غفلت برود/ مبادا حاصل شما ازیک عمر زندگی عالمانه،تحصیل جهنم باشد

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سپاس؛ میرزا ابراهیم دشتی در نامه ای گستاخی خود را نسبت به ولی امر مسلمین جهان نشان داد که موجب ناراحتی مردم انقلابی و ولایتمدار استان بوشهر شد و در یک حرکت جهادی پاسخ هایی به این گستاخی داده شد.

حجت الاسلام محمد حسین انصاری نژاد شاعر انقلابی بوشهری با توجه به این گستاخی ها واکنش نشان داد و خطاب به میرزا ابراهیم منهاج دشتی نامه سرگشاده ای را منتشر کرد.

متن نامه به شرح زیر است:

بسمه تعالی

فتنه شاید کنج پستوی کسی لای کتابی

فتنه لازم نیست حتما در خیابان بوده باشد

دوره ی فتنه است آری می شناسد فتنه ها را

آن که دراین کربلا عباس دوران بوده باشد

فتنه خشک و تر نمیداند خدایا وقت رفتن

کاشکی دستم به دامان شهیدان بوده باشد

مهدی جهاندار

 

جناب حجه الاسلام میرزا ابراهیم منهاج دشتی

سلام علیکم

به تازگی نامه ای سر گشاده منسوب به شما خطاب به مقام معظم رهبری در فضای مجازی منتشر گردیده و دستمایه ی عقده گشایی قلم های مسموم قرار گرفته است. درونمایه ی آن نامه، چنان عامیانه و تهی از هرگونه ارزش علمی و حتی رنگمایه ای از حقیقت بود که باور نکردم آن تعابیر سخیف و گزنده ،تراوش قلم عالمی دینی باشد.

متاسفانه با اندکی تامل و تحقیق، دریافتم نویسنده ی آن مکتوب آکنده از “زخم زبان” های دشمن شاد کن ، شما هستید و”چون دوست ، دشمن است شکایت به کجابرم؟!”

پس واقعا باید به حال و روز شما خون گریه کرد که درروزهای پایانی عمر، این گونه سوراخ دعا را گم کرده اید! و  به صدای شیطان گوش  سپرده اید و تسلیم وسوسه های تاریک فکران و توسری خوردگان حقیر سیاسی شده اید.

شبهه افکنی های قلمی تان را دوعالم بیدار و انقلابی از این خطه شهید پرور، که سابقه دوستی دیرین با شما داشته اند- بند به بند، عمیق ، دقیق و عالمانه پاسخ گفته اند که از تکرار آن ها می گذرم؛

فقط به احترام دل هایی که باسنگ گستاخی های شما شکسته و احساسات آسمانی که جریحه دار گردیده است ،قلم به دست گرفته ام تا تلنگری بر ذهن و دل غبارگرفته تان بزنم.

جناب منهاج دشتی! مواضع مخرب و تاسف بارتان را درفتنه ۸۸ شنیده ام؛ و باید در نهایت تاسف بگویم : وای بر حال و روز عالمی  که باید دیدبان امین ارزش های الهی باشد ، ولی خود به خواب غفلت و گمراهی فرو رود ،  و از تشخیص حق و باطل فرو ماند

ای کاش با تاملی در تاریخ و خیانت های جبران ناپذیر بعضی از عالمان بی بصیرت و بعضا خود فروخته ، زنگ خطری در دلتان به صدا در می آمد و به خود می آمدید.

مگر نه تفکر در تاریخ برای عبرت پذیری و مرگ آگاهی است  و گذشته ، چراغ راه آینده !

شما را چه شده است که هنوز پشت پرده ی فتنه ۸۸ را درک نکرده اید. فتنه ی عمیق و سازمان یافته ای که با گذر زمان و فرو نشستن ابرهای غفلت و ابهام و کنار رفتن نقاب ها ، حقیقت تلخ و تکان دهنده اش  برای همگان روشن شد و سر سوزنی تردید پیرامون آن باقی نماند.

عجیب این جاست که حتی جورج سوروس، پدر کودتاهای مخملین ،همصدا با دیگر دشمنان قسم خورده انقلاب، به دست داشتن کامل در طراحی نقشه ی کودتای مخملین  در ایران و هدایت و حمایت همه جانبه از پرچمداران فتنه ،بارها  زبان  به اعتراف گشوده است . دریغ و درد که شما در روزهای پایانی عمر،برای اصحاب فتنه دایه مهربانتر از مادر شده اید! براستی انصافتان کجا رفته است؟ !

نظام اسلامی ،در اوج رافت و مدارا با سران فتنه برخورد کرده و به حصر آنان بسنده شد تا از ادامه فتنه انگیزی آنان جلو گیری کند و گرنه خوب میدانید که مجازات محاربین و  آشوبگران و جریمه فساد فی الارض چیست.

 بدون تردید سران فتنه، مسئول تمام خون های ریخته شده بر سنگفرش  های خیابان و به آتش کشیدن اموال و دیگر حوادث هستند و می بایست به چوبه اعدام سپرده می شدند.

جناب منهاج !بی شک دو شهید بصیرت، شهیدان دیالمه و آیت را به خاطر دارید. آن دو شهید بصیر و روشن اندیش، بیش از سی و پنج سال پیش ،چیزهایی در خشت خام دیده اند که شما پس از گذار بیش از سه دهه در آیینه هم نمی بینید!

این است نقش کلیدی بصیرت که به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب ،نور افکنی است که هنگام غبار آلود شدن فضا و تراکم ابرهای فتنه ،انسان را به شاهراه حقیقت رهنمون می سازد

به نهج البلاغه برگردید و به آن مضامین مظلوم بیندیشید. صدای مظلومیت مولا را از پشت نخلستان های  کوفه بشنوید وبه  آوای “اَیْنَ عَمّار” گوش فرا دهید .

آیا خسرانی  بالاتر از این قابل تصور است که حاصل شما از یک عمر زندگی عالمانه ،تحصیل جهنم باشد و شرارهای آتش را درو کنید.

جناب منهاج دشتی!

 امیدوارم بدخواهان کج اندیش و تیره درون را ازخلوتگاه خود برانید و نفسانیت ،باعث نشود خلوت تان از یاد خدا خالی باشد.

تا فرصتی کوتاه باقی است توبه کنید و به جبران مافات بپردازید.

سوگند به آسمان که خواهدآمد

روزی که نقاب ها کناری برود

در پایان ،به حصن حصین لااله الاالله پناه برده و با خشمی توفنده از تعابیر موهن و سخیف نامه ی شما برائت می جویم و همصدا با فرزندان روح الله و فداییان رهبر دلاور و دریادل، سخن را با ابیاتی از دل سروده ی خود خطاب به آن یگانه ی دوران به پایان می برم:

بگو که قافله مان از کدام سو برود

نصیحتی که از این جاده،با وضو برود

امام آینه ها! سید سپیده دمان!

اشارتی که سیاهی پیش رو برود

فقیه منکر خورشید،چون نقاب افتد

به حیرتم به خدا با کدام رو برود

 

محمد حسین انصاری نژاد

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *