7 اکتبر

پدرم معتقد بود نباید از بیت‌المال استفاده شخصی کرد/در بعضی محله‌ها تعداد شهدای مدافعین حرم چندین برابر شهدای دفاع مقدس است

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کوله بار، شهید “رضا قائمی” فرزند ابوالفضل در سال ۱۳۲۹در خانواده متدین و مذهبی درشهرستان ساوه دیده به جهان گشود. رضا در سن چهار سالگی به همراه خانواده به تهران عزیمت نمود و در جنوب تهران،محله جوادیه، ساکن گردید. مدتی بعد پدرش درگذشت و در حالی که سن و سال کمی داشت مشکلات و مسئوولیتهای خانواده چهارنفری اش را به دوش گرفت. او با همان سن کم نزد دایی خود مشغول به کار شد. در دوره نوجوانی با وجود همه سختی‌هایی که پیش رو داشت، روزها کار می‌کرد و شبها درس می خواندند.

رضا ورزشکار و بسیار فعال بود. در رشته سنگ نوردی تبحر خاصی داشت، انتخابش به عنوان مربی فدراسیون کوهنوردی توانست دریچه جدیدی درزندگی و آینده سراسر ایثار و مجاهدتش باز کند. او در کنار سرهنگ حاتمی (از انقلابیون دوران مبارزات انقلاب اسلامی) به نهضت اسلامی تحت رهبر امام (ره) پیوست. مدتی بعد در بازار تهران با شهید اسدالله لاجوردی آشنایی یافت و در آنجا به صورت علنی وارد مبارزات سیاسی و مذهبی شد و اعلامیه‌های امام (ره) را به وسیله بارنامه‌های شهرستانها به تمام نقاط کشور ارسال می نمود. وی در همان زمان با شهید حاج داود کریمی و شهید محمدمنتظری آشنا شد و بالاخره با سفارش شهید دکتر چمران جهت دوره‌های پارتیزانی و جنگهای خیابانی وارد مبارزات مسلحانه شد.

انتشار و پخش اعلامیه‌های امام و رساله ایشان و کتاب ولایت فقیه سپس مهمترین دغدغه‌ وی بود.او یکبار۱۲ جلد از کتاب جهاداکبر را چاپ و منتشر کرد و دوبار دستگیر و مدت زیادی در زندان به سر برد.
در زمان ورود امام به کشور مسؤولیت حفاظت فرودگاه تهران را پذیرفت و در بهمن سال ۱۳۵۷ همراه سردار سید محمد صنیع خانی کمیته‌ انقلاب اسلامی جنوب تهران را بنیان نهاد.

رضا قائمی به دستور دستور امام (ره) محافظت از کلیه دستگاههای مالی تهران از جمله وزارت اقتصاد ودارائی وکاخهای شاه وپادگانها وتحویل گرفتن سلاحها از دست مردم واسکان وتشکیل نیروهای مردمی جهت حفاظت ازاموال بیت المال را بر عهده داشت.

برای آشنایی بیشتر با این شهید، خبرنگار کوله بار گفتگویی با علی قائمی فرزند شهید رضا قائمی داشته است که در پی می‌خوانید:

•    کمی درباره شهید و زندگی وی بفرمایید؟
شهید علی قائمی در ۶ سالگی پدرش را از دست داد و به عنوان فرزند بزرگ سرپرستی خواهر و برادر کوچکترش را بر عهده گرفته و در مغازه یکی از اقوام در بازار مشغول به کار شد. کمی بعد وارد فعالیت‌های مذهبی، برپایی هیئت‌های مذهبی و محافل قرآن خوانی می‌شود. با وجود بارسنگین امرار معاش خانواده، تحصیل را رها نکرده و در دانشگاه نیز پذیرفته می‌شود. سال ۱۳۵۱ ازدواج کردند و ثمره این ازدواج من به همراه دو برادر دیگر و دو خواهر هستیم.

•    پیش از پیروزی انقلاب، چه فعالیت‌هایی جهت دفاع از اسلام و حقیقت داشتند؟
با کمک دکتر چمران و سایر مبارزین انقلابی، آموزش تئوری برای علاقمندان و نوجوانان در ارتفاعات تهران برگزار می‌کردند و چون دیپلم سنگ‌نوردی داشتند، فضای کوه را امن‌تر از هر جای دیگر می‌دانستند.
به طور کلی از سال ۱۳۴۸ وارد عملیات انقلابی شدند و با شهدای بزرگواری چون حجت الاسلام محلاتی، صنیع‌خانی و دکتر چمران مبارزات خود را ادامه دادند و وارد عملیات پارتیزانی شدند. چاپ و انتشار اعلامیه برای آگاه سازی مردم از اصالت اسلام، چیزی بود که همیشه در سر داشتند و برای حفظ اسلام و ارزش‌های اسلامی هر کاری می‌کردند. در آن زمان به آشیخ رضا معروف بودند و چندین بار نیز سابقه دستگیری توسط ساواک را در پرونده خود داشتند اما هر بار مصمم‌تر به ادامه فعالیت پرداختند.
 

•    چه خصوصیات اخلاقی در شهید بارز بود ؟
در خاطره همرزمان شهید شنیده‌ایم که در بحث ارشاد منافقین بسیار تاکید داشت و امید به بهبود و اصلاح جامعه را داشت. خدمت به جامعه و اسلام برایش یک اصل غیرقابل خدشه و فراموشی بود و در هر حال این هدف را فراموش نکرد. حتی زمانی که در عملیات خیبر و بدر شیمیایی شد، بعد مدتی دوباره به جبهه رفت زیرا احساس مسئولیت داشت.

 

 مسئله دیگر اهمیت فوق العاده نماز و نماز جمعه برای ایشان بود. تاکید بسیاری بر رعایت حقوق بیت المال داشت. به هیچ وجه دنبال مادیات و منابع مالی نبود. معتقد بود وقتی هدف اسلام و خدمت به اهل بیت (ع) و مسلمانان باشد، مادیات هیچ ارزشی ندارد.

 سال آخری که بیماری به حد خود رسیده بود، وقتی در بیمارستان بستری شدند، سریع به همکارانش گفتند که ماشین سپاه دست من است، اگر امکان دارد وامی بدهید که پسرم ماشین بخرد و خانواده را به بیمارستان بیاورد یا همین الان سوییچ ماشین را از او بگیرد که مبادا از بیت المال استفاده شخصی کرده باشیم. هیچ توقعی از کسی به دلیل کارهایی که انجام داده بود نداشت و معتقد بود انجام وظیفه در راه اسلام و پاسداری از آن است.

 ساده زیستی و رضایت خداوند برایشان از هر ثروتی با ارزش‌تر بود و هیچ وقت یادم نیست برای اسایش خود، کار جامعه را پشت گوش بیندازد یا کم کاری کند. در حالی که آخرین حقوق دریافتی ایشان فکر می‌کنم حدود سی و دو هزار تومان بود. اعتقاد قلبی به اهداف و ارزش‌هایی که داشتند مانع از ایجاد رخنه فساد، جاه طلبی یا سوءاستفاده از موقعیت و پست در ایشان بود و این خصوصیات اخلاقی ایشان برای ما بزرگترین سرمایه و نصیحت عملی پدر محسوب می‌شود.

سال هفتاد و پنج بعد شهادت شهید صنیع خانی، ایشان با همان وضعی که قطع نخاع شده بودند، گفتند که به مشهد برویم و در آنجا به امام رضا (ع) گفتند که دیگر تحمل این درد را ندارم و دعا کردم که هر جور صلاح بدانند، از این درد مرا رها سازند. مدتی بعد در ۱۳ بهمن سال ۱۳۷۵ نیز بعد از تحمل درد و رنج فراوان به شهادت رسیدند.

•     با توجه به اینکه شما تجربه زندگی با یک مبارز و شهادت ایشان را داشتید، چه شباهتی بین شهدای دفاع مقدس و شهدای مدافع حرم می‌بینید؟
هر دو برای دفاع از اسلام و حمایت از مردم مستضعف وارد جنگ شدند. آنان در جنگ، شروع کننده نبودند بلکه تنها دفاع کردند و از تمام جان و مال و توان خود گذشتند تا آرامش و آتش بس به زندگی مردم بی دفاع و مسلمان برگردد.این وجه اشتراک همه شهدای اسلام است. شهدای مدافعین حرم مظلوم‌تر هستند زیرا که کمترین حمایت عاطفی و معنوی از سوی مردم را ندارند در حالی که شهدا و رزمندگان در زمان جنگ تحمیلی از سوی مردم حمایت می‌شدند و کاروان‌های استقبال و بدرقه همراه آنان بود. شهدای حرم با دست خالی و به دور از هر گونه حمایت، گاه با تحمل سختی‌های بسیار به سوریه و عراق رسیدند تا مظلومانه از اسلام دفاع کنند و آسایش امروز ما مرهون همین فداکاری‌های شهدای دفاع مقدس و مدافعین حرم است.

•    بعضا شنیده می‌شود که شهدای مدافع حرم اهل بیت(ع) برای مادیات به این جنگ رفتند؛ شما چه نظری در این باره دارید؟
این حرف از پایه بی اساس است. مردم ایران هیچ گاه برای پول نجنگیدند، آنچه در جنگ تحمیلی باعث پیروزی ما شد، توسل به اهل بیت و تغذیه از قدرت معنوی بود. این رمز موفقیت ما در برابر تمام دنیا و سلاح‌های پیشرفته آنان بود. پول در عرصه دفاع از ارزش‌ها و آرمان‌های اعتقادی اسلامی جای ندارد و این یک تهمت مسلم به این عزیزان جان بر کف است. آنان به خاطر دفاع از حریم اهل بیت(ع) در عراق و سوریه و مسلمانان به جنگ با داعش و تروریست‌ها رفتند.

در منطقه کهنز شهریار، تعداد شهدای مدافعین حرم چندین برابر شهدای دفاع مقدس است. متاسفانه در این مناطق فرصت برای امور خلاف و غیرقانونی وحود دارد و در همه آنها هم پول بسیاری هست و اگر کسی وارد این راه شود، نهایت زندان و اعدام دارد دیگر! پس چرا این عزیزان با تمام سختی‌ها از شهر و خانه خود به سوریه رفتند تا شهید شوند؟ اگر بحث چول بود که در همان منطقه برایشان میسر و در دسترس‌تر بود، فرجام هر دو نیز مرگ بود! پس اینجا متوجه می‌شویم رفتن به جنگ علیه داعش، نمی‌تواند سبقه مادی داشته باشد و تنها اعتقادات راسخ موجب پایداری و حضور این عزیزان در عراق و سوریه شده است.


•    چه ضرورتی داشت که ایران وارد این جنگ شود؟ در این جنگ که چندان دیگر امنیت و تمامیت ارضی ما در خطر به نظر نمی‌رسد؟
مسئله اول این است که این جنگ علیه اسلام است و هر جا تهدیدی برای اسلام وجود داشته باشد، ما موظف به دفاع از آن هستیم. از سوی دیگر، مرزها قابل کنترل دقیق نیستند و هر خطری فرصت بروز دارد. وقتی این ناامنی در عراق که همسایه ماست رخ داد، ما ناگزیر به دفاع و آماده‌باش هستیم چون به راحتی اسلحه و مهمات از مرزها منتقل می‌شود و باز احتمال بهم ریختگی وجود دارد. چه کاری باید می‌کردند؟ دست روی دست می‌گذاشتند؟ احساس خطر و مسئولیت باعث شد عزیزانی کمر همت بربندند و به دفاع از مردم عراق و در سطح بعدی، دفاع از امنیت و آرامش کشور خودمان پرداختند.

 مقام معظم رهبری نیز مصلحت را در دفاع از مردم سوریه و عراق دیدند. بصیرتی که ایشان دارند را قطعا ما نداریم و هنگامی که می‌فرمایند باید توطئه‌ها را شکست دهیم و نگذاریم عملیاتی شوند.
البته شنیده هم می‌شود که بعضی از مردم می‌گویند اگر جنگ تمام شود، مردم عراق و سوریه، حمایت‌های ایران را فراموش می‌کند. درست است که این مسائل به نظرات کارشناسی دقیقتری نیاز دارد ولی هم برخی از مردم عراق از ما زخم خوردند و هم ما از برخی از آنان زخم خورده‌ایم اما مصلحت ایجاب می‌کند که امروز در کنار هم بیاستند و در برابر تروریست‌ها قاطعانه بجنگند.

امریکا وقتی این مسئله را دید بحث شیعه و سنی و ایجاد دشمنی بین آنان را ساخته و پرداخته کرد تا این جنگ به نفع تروریست‌ها و خودش تمام شود. تمام تروریست‌ها توسط آمریکایی‌ها آموزش دیده شدند زیرا اسلوب جنگ روانی و رعب و وحشت را می‌دادند. زیرا آنان پشتوانه اعتقادی که ندارند و مجبور هستند با ایجاد رعب و هراس اهداف شوم خود را پیش ببرند. اسراییل هم از سوی دیگر به دنبال سودجویی و تقسیم سوریه به چندین بخش بود تا عملا کشوری به نام سوریه، هویت مشخص نداشته باشد.

•    چه ویژگی‌های خاصی در بین شهدای مدافعین حرم بود؟
آنان هیچی نداشتند و با دست خالی و تنها با اعتقادات خود به جنگ رفتند. اعتقادات و احساس وظیفه به قدری بود که حتی برادران افغان که در کشور خودشان علیه طالبان نجنگیدند، امروز مشتاقانه به جنگ با تروریست‌های داعش می‌روند. این مسئله باعث حیرت مسئولان وقت افغانستان شده است و حاکی از قدرت عزیزان در پشت جبهه‌ها برای آمادگی رزمندگان است. گردان فاطمیون یکی از قدرتمندترین و منظم‌ترین گردان‌ها محسوب می‌شد که از دلاوری‌ها و ایثار برادران عزیز افغانمان سرشار بود. اینها قطعا به دنبال پول و مادیات نبودند و تنها آگاه شدن از خدشه به پیکر اسلام و بی حرمتی به اهل بیت(ع) ناشی می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *