1 اکتبر

پوستر/برگشته بود اسب ولی بی‌سوار بود

به گزارش سرویس چندرسانه‌ای شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ 

شن بود و باد، قافله بود و غبار بود

آن سوی دشت حادثه، چشم انتظار بود

 

فرصت نداشت جامه ی نیلی به تن کند

خورشید، سر برهنه لب کوهسار بود

 

گویا به پیشواز نزول فرشته ها

صحرا پر از ستاره ی دنباله دار بود

 

می سوخت در کویر، عطشناک و روزه دار

نخلی که از رسول خدا یادگار بود

 

نخلی که از میان هزاران هزار فصل

شیواترین مقدمه ی نوبهار بود

 

شن بود و باد، نخل شقایق تبار عشق

تندیس واژگون شده ای در غبار بود

 

می آمد از غبار، غم آلود و شرمسار

آشفته یال و شیهه زن و بی قرار بود

 

بیرون دوید، دختر زهرا (س) ز خیمه ها

برگشته بود اسب، ولی بی سوار بود …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *