۸ مهر

اهتزاز بیرق عزای اباعبدالله بر فراز گنبد شاهچراغ(ع)

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از شیرازه، همزمان با فرارسیدن ماه محرم، آئینی ویژه تعویض پرچم گنبد حرم مطهرحضرت احمدبن موسی(علیه السلام) بعد از ظهر امروز توسط خادمان آن حضرت برگزار شد.

عکس: سجاد شریف زاده
 

۸ مهر

سوگواری مهدیشهری ها در هشتم محرم/ گزارش تصویری

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل ازخبر نگار نیزوا،مردم مهدیشهر در هشتمین روز از محرم با برپایی دستجات سینه زنی و زنجیر زنی؛ در عزای سیدالشهدا و علی اکبر حسین(ع) سوگواری کردند.

 

انتهای پیام/

 

۷ مهر

قیام عاشورا یک قیام قرآنی است/ مبلغان، منبرهای محرم خود را با قرآن غنا بخشند

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل ازصاحب نیوز؛گردهمایی مفسّران قرآن کریم با موضوع قرآن و امام حسین (ع) امروز در اداره کل تبلیغات اسلامی اصفهان برگزار شد.

حجت الاسلام سید حسین بهشتی نژاد رئیس جامعه مفسرین قران استان، در ابتدای این گردهمایی خطاب به مبلغین اظهار کرد: براساس روایتی از حضرت امام سجاد (ع)، در واقعه عاشورا کسی پیروز واقعی شد که نام اهل بیت و جدش در اذان بر سر مناره ها در شام همچنان بعد از واقعه عاشورا شنیده می شد.

وی تصریح کرد: امروز باید تمسک ما به قرآن در زمینه های مختلف بیش از پیش باشد، بنابراین مفسران باید توجه کنند که محرم و صفر یکی از فرصت های مغتنم برای تبیین این موضوع است.

حجت الاسلام بهشتی نژاد خاطرنشان کرد: وظیفه امروز ما تبیین مفاهیم و ارزش های اسلامی به بهترین نحو ممکن برای آحاد مردم و خاصه جوانان است، توجه به مفاهیم و آیات قرآن در طول سال و خاصه مجالس عزای سیدالشهدا که مردم بیشتر حضور می یابند، باید این موضوع مورد توجه مبلغین قرار گیرد.

وی اذعان کرد: تبیین معرفت حسینی و تقویت محبت حسینی وظیفه روحانیون ومبلغین در ماه محرم است، این رسالتی است که رهبر معظم انقلاب از روحانیون خواسته اند.

استاد حوزه با بیان اینکه رهبر معظم انقلاب در جمع روحانیون پیرامون ماه محرم فرمودند که مردم با با جذبه اباعبد الله الحسین به مجالس عزا می آیند، روحانیون سعی کنند معرفت حسینی آنهار ا افزایش دهند و عاشورا را به معنای حقیقی به مردم بشناسند.

در ادامه حجت الاسلام محمد علی رضایی مفسر و محقق قرآن کریم به بیان توصیه هایی برای محتواهای منبرهای ماه محرم مبلغین پرداخت و گفت: یکی از موضوعات مهمی که می توان در ماه محرم مطرح ساخت، بحث امام حسین و قرآن و قرآن است.

وی یادآور شد: موضوع مبانی و اهداف قرآنی نهضت عاشورا از دیگر موضوعات قابل طرح توسط مبلغین در ایام محرم و صفر است، بیان اهدافی چون اعتلای کلمه الله، یاری دین و عزت شریعت، جهاد برای حفظ اسلام، اصلاح امور دین، مبارزه با ظلم، پاسداشت سنت پیامبر (ص) از جمله اهدافی است که توسط حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) مطرح شده و همگی قرآنی است، بنابراین رفتار سیدالشهدا همگی قرانی بوده است.

عضو هیئت علمی جامعه المصطفی خاطرنشان کرد: خدمات امام حسین (ع) نسبت به قرآن، از دیگر موضوعات مهم است که شامل بیان مراتب فهم قرآن، بیان روش های تفسیری قران توسط سیدالشهدا، مهجوریت زدایی از قرآن در سطح جامعه توسط امام حسین (ع) و ترویج عمل به قرآن در کنار قرائت آن است.

حجت الاسلام رضایی تصریح کرد: معرفی کردن حضرت سیدالشهدا (ع) به عنوان یک الگویی قرآنی برای همه مسلمین جهان یک ضرورت است، گفت: چنانچه حضرت ابا عبدالله الحسین به عنوان یک الگوی کامل قرآنی معرفی شود، برای هر فرد مسلمانی در هر جای جهان پذیرفتنی است.

وی ابراز کرد: پرداختن به بعد قرآنی اهل بیت خاصه سیدالشهدا برای نسل جوان می تواند آموزنده باشد، این بخش از سیره سیدالشهدا متاسفانه تا کنون مهجور بوده است.

در ادامه حجت الاسلام رحمت الله اروجی گفت: امروزه هجمه های فرهنگی دشمن علیه مکتب حسینی و اسلام وخاصه شیعه بسیار سنگین شده است، این جنگ نابرابر با حربه های مختلف صورت می گیرد.

مدیر کل تبلیغات اسلامی اصفهان ابراز کرد: این هجمه ها تا جایی پیش رفته است که که در خانه های روحانیون نیز ورود کرده است و خانواده ها و فرزندان آنها را هم مورد آسیب قرارداده است.

وی افزود: ماه محرم فرصتی مغتنم برای تببین آیات و تفسیر قرآن برای مردم است، امروز روحانیون و مبلغین باید همه چیز رادر قران جستجو کنند و آن را برای مردم بازگو نمایند.

انتهای پیام/

۷ مهر

پوستر/آیین تشییع پیکر مطهر شهید حججی

به گزارش سرویس چندرسانه‌ای شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ روابط عمومی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اطلاعیه ای از آحاد مختلف مردم برای حضور شکوهمند و گسترده در آیین عاشورایی تشییع پیکر مطهر پاسدار شهید محسن حججی که چهارشنبه پنجم مهرماه در تهران برگزار می شود، دعوت بعمل آورد.

۷ مهر

پوستر/یا حسین(ع)

به گزارش سرویس چندرسانه‌ای شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ پوستر”می کشد دل های مشتاقان به سویت یا حسین” به مناسبت ایام سوگواری سید و سالار شهیدان امام حسین (ع) را از نظر می‌گذرانید.

شد مشام جان، معطر هر زمان در هر نفس

از شمیم کربلای مشکْ بویت یا حسین

راز ثار اللّه نشانی از بهای خون توست

صبغة الله رنگی از آن رنگ و بویت یا حسین

شعر «ناصر» هم نوا با ناله مرغ سحر

می کشد دل های مشتاقان به سویت یا حسین

 

۶ مهر

از معجزات امام حسین(ع) است که هر سال عاشورا تازه تر می شود/وضعیت امروز هیات ها بهتر از قدیم است

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بهجت نیوز؛ چند شبی بیشتر به فرارسیدن شب های نوکری در ماه محرم نمانده است و به این بهانه ساعتی با حاج محمدتقی کنعانرور یکی از پیرغلامان فومنی آستان سیدالشهدا علیه السلام به گفتگو می نشینیم که سالها در کسوت مداحی شهروندان فومنی از صدایش خاطره دارند؛

۱- ضمن عرض سلام خدمت شما به عنوان اولین سوال لطفا خودتان را معرفی کنید؟

بنده محمد تقی کنعانرو بازنشسته آموزش و پرورش هستم، حدود بیست سال مدیر مدارس بودم و اکنون نیز به شغل پارجه فروشی که از پدرم به من ارث رسیده است مشغول می باشم. حدود پنجاه سال است که نوکری در خانه آقا اباعبدالله الحسین(ع) افتخار بنده می باشد. در موقع جنگ بود که در دبیرستان شهید گشتی گشت مدیر بودم. مدیری بودم که همزمان بین دانش آموزان مداحی هم می کردم و در اشاعه دین فعالیت داشتم.

۲-چه شد که مداحی اهل بیت علیهم السلام را شروع کردید؟

مداحی از نظر من اکتسابی است البته پدربزرگ ما یعنی جد جد من به نام حاج محمد آقای واعظ شجونی که الان قبر او در مسجد جامع فومن است من ندیدم ولی می گویند که یکی از وعاظ معروف گیلان بود صدای من و اخوی من از جد ما نشات می گیرد.

۳-جناب کنعانرو، عده ی کثیری هستند که می خوانند و احتیاجی به استاد در خود مشاهده نمی کنند، نقش استاد را برای یک مداح تا چه حد ضروری می دانید؟

نقش یک استاد بسیار تاثیرگذار است ما مداحانی داریم که از اهل بیت(ع) الهام می گیرند و گروهی هم هستند که از وسایل صوتی کمک می گیرند و از صدای دیگران تقلید می کنند ولی مداحانی مثل ما در خواندن شعر از اهل بیت(ع) الهام می گرفتند به طوری که در سال های گذشته مردم فومن از آن ها انتظارات خاصی داشتند مثلا مرحوم دکتر مرتاض خیلی به صدای من علاقه داشت و توجه ویژه ای به اهل بیت(ع) داشت چون پدرش اولین کسی بود که از فومن به کربلا مشرف شده بود. ما موقع نوشتن از کتاب های مختلف اشک از چشمان ما سرازیر می شود کار ما دلی می باشد.

۴-نقش یک مداح در ترویج فرهنگ اهل بیت علیهم السلام چه تاثیرات و فوایدی برای جامعه می تواند داشته باشد؟

یک مداح اول باید مخلص باشد واقعا مومن باشد اهل روزه و نماز اول وقت باشد.

۵-چه توصیه ای به نسل جوان مداح در مورد سبک و شعر دارید؟

مداحان جدید باید از اساتیدی که واقعا ردیف های موسیقی را رعایت می کنند الگو برداری کنند در انتخاب اشعار دقت کنند و از تجربه های افراد سرشناس استفاده کنند.

۶-با توجه به نقش اساسی‌ای که کیفیت شعر می‌تواند در مداح داشته باشد ، توصیه حضرتعالی به شعرا چیست؟

شعر یک الهام است من سعی کردم در حدود پنجاه سالی که مداح هستم از اشعار وزین و بالا استفاده کنم که هیچ لطمه ای به اصالت اهل بیت وارد نشود استفاده کنم. من شعرهایی که ابتذال داشته باشد را حذف می کنم. مداحان جوان هر چیزی را توجه داشته باشند نخوانند.

۷-امروزه موضوعی که در بحث های روان شناختی و اجتماعی مطرح می‌شود اینست که وقتی موضوعی تکراری شود خسته کننده خواهد شد و آن داغی و حلاوتش از بین خواهد رفت. اما سوال که چرا موضوع نوکری اهل بیت علیهم السلام اینچنین نیست؟

عجب چراغ شگفت آوری است نور حسین

 که هر چه باد وزد می شود فروزان تر

این یکی از معجزات امام حسین(ع) است که هر سال عاشورا تازه تر و پویاتر می شود هر سال منتظر چیزهای جدیدی هستیم که بر معرفت و بصیرت ما اضافه کند.

۸-به نظر شما انس گرفتن مداحان با قران و حدیث تا چه حدی فایده دارد؟

انس گرفتن مداح با قرآن بسیار مهم است من هر روز در مغاره یک صفحه قرآن می خوانم و واقعا تاثیرش را میبینم در مداحی، در عشق به امام حسین(ع).یک مداح وقتی شعر می خواند باید منطق بخواند گوینده شعر را در نظر داشته باشد.

۹-جناب استاد شما فرمودید که ۵۰ سال است مشغول به مدیحه سرایی هستید، بفرمائید که هیئت های آن زمان با هیئات الان چه فرقی داشته و دارد؟

در زمان قدیم اراذل اوباش در هیات ها زیاد بودند وضعیت امروز هیات ها بهتر است در قدیم کارهایی در هیات ها انجام می شد که با شعونات اسلامی تناسبی نداشتند.

۱۰-در کنار تاثیرات شگرف و فراوانی که هیئات مذهبی دارند چه آفاتی هیئت های ما را تهدید می کند؟

شعرهایی که مقام شامخ اهل بیت(ع) را پایین بیاورد یا عکس هایی که نامربوط هستند مقام اهل بیت ما را پایین می آورند.

۱۱-بدون عشوه ی کلامی، نظر جنابعالی در مورد پاکت چیست؟ آیا این هم به نظر شما آفت است؟

خلاف مروت حسین(ع) است که یک مداح پاکت تعیین کند من خودم با امام حسین(ع) قرار داد می بستم به جای پول، بنده همیشه در دعاهای خودم می گویم خدایا هر آن چه دارم خواستی بگیر جز نوکری آقا امام حسین(ع).

۱۲-سوال پایانی‌مان سخن دل است و چنانچه خاطره ای، توصیه ای مطلبی هست بفرمائید؟

سال های گذشته بنابر علاقه ای که داشتم توفیق پیدا کردم در خواب ضریح امام حسین(ع) را زیارت کنم و امروز هر آن چه که در زندگی دارم از آقا امام حسین(ع) است و تکرار می کنم من نوکر امام حسین(ع) هستم و از خداوند می خواهم هر موقعیت اجتماعی که دارم از من بگیرد ولی محبت اهل بیت(ع) را از من نگیرد.

انتهای پیام/

 

۶ مهر

چرا فقط جنایت‌های کربلا گفته می‌شود / یکی از جانی‌‌های بر حسین‌بن‌علی ما هستیم!

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ۸دی، با فرا رسیدن ماه محرم بازار مداحی و سخنرانی‌ها گرم شده است. به همین مناسبت لازم دانستیم با گذری در کتاب حماسه حسینی استاد شهید مرتضی مطهری به استقبال ماه محرم برویم تا برخی کاستی‌ها و ضعف‌های مداحی‌ها و سخنرانی‌ها مطرح و در اختیار خوانندگان دوستداران اهل بیت (ع) قرار گیرد. در این بخش به موضوع  می‌پردازیم:

موضوع بحث، حماسه ‏حسینی است. اول باید کلمه حماسه را که در زبان‏ فارسی زیاد استعمال می‏‌‌شود، برای شما توضیح بدهم.
کلمه حماسه به معنی شدت و صلابت است، و گاه به معنی شجاعت و حمیت‏  استعمال می‏‌شود. علمای شعر شناس، منظومه‏‌های شعری را از نظر محتوی یعنی‏  از نظر نوع معنی و هدف شعر به اقسامی تقسیم می‏‌کنند: بعضی از منظومه‏‌ها را منظومه‏‌های غنایی، بعضی را منظومه‏‌های‏ حماسی و بعضی را منظومه‏‌های وعظی و اندرزی، بعضی را منظومه‏‌های رثایی و بعضی دیگر را منظومه‏‌های مدحی می‏گویند، دیوان و غزلیات حافظ، غزلیات‏ سعدی و دیوان شمس تبریزی، منظومه‏های‏غنایی است، یعنی اگر چه هدف در اینها عرفان است، ولی لااقل از نظر تشبیب، زبان عاشقانه است، سخن از حسن و بی‏‌اعتنائی محبوب است، سخن از درد فراق و درازی شب‏ فراق و کوتاهی‏ ایام ‏وصال است:

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش

 گل در اندیشه، که چون عشوه کند در کارش

دلربائی همه آن نیست که عاشق بکشند

خواجه آن است که باشد غم‏ خدمتکارش

این یک شعر غنائی است، گر چه در آخر به یک معنی عرفانی بسیار لطیف‏ و عالی می‌‏رسد و حافظ همیشه این‌‏طور است. در آخر همین شعر می‌‏گوید:

صوفی سرخوش از این دست که کج کرده

کلاه بدو جام دگر آشفته شود دستارش

اشعارغنائی زیاد است. شعر رثایی یا مرثیه که برای بزرگان دین و سایر بزرگان دنیا و کسانی که‏ منشأ خیر و برکتی بوده‏اند، گفته شده است، نوع دیگر شعر است.

خود همین حافظ، فرزند جوانش که می‌‏میرد با همان زبان مخصوص خودش مرثیه می‌‏گوید:

بلبلی خون‏جگر خورد و گلی حاصل کرد

باد غیرت به صدش حال پریشان دل‏ کرد

طوطی‌‏ای را به هوای شکری دل خوش بود

ناگهش سیل ‏فنا نقش امل باطل کرد

آه و فریاد که از چشم حسود مه و مهر

در لحد ماه کمان ابروی من منزل کرد

اشعار رثایی زیاد است. مدح و ستایش هم که الی ‏ماشاءالله، خصوصا تملق‏ و چاپلوسی ! اشعار حماسی اشعار دیگری است، که معمولا فقط آهنگ خاصی را می‏‌پذیرد.  شعر حماسی، شعری است که از آن بوئی از غیرت و شجاعت و مردانگی می‏آید، شعری است که روح را تحریک می‌‏کند و به هیجان می‏‌آورد، مثلا:

تن مرده و گریه دوستان

به از زنده و طعنه دشمنان

مرا عار آید از این زندگی

که سالار باشم کنم بندگی

این تقسیم‌بندی اختصاص به شعر ندارد، نثر هم همین‌‏طور است، نثرهای‏ حماسی داریم، نثرهای غنائی داریم، نثرهای رثایی داریم، انواع نثرها داریم.

در جنگ صفین در اولین برخوردی که میان سپاه علی علیه‌‏السلام و سپاه معاویه می‏‌شود، علی(ع) روی حساب ‏خودش حاضر نیست که شروع‏  کننده جنگ باشد و تمام کوشش این است که تا حد ممکن مشکلات و اختلافات‏ را حل کند، بلکه بتواند معاویه و یارانش را به اصطلاح روبراه کند، ولی یک وقت متوجه می‌‏شود که آنها پیشدستی کرده‏‌اند و شریعه، یعنی جایی‏ که می‌‏شود از فرات آب برداشت را گرفته‌‏اند. علی علیه‌‏السلام سعی می‏‌کند با مذاکره مسئله را حل کند، و پیغام می‌‏دهد که هنوز بنای جنگ نیست و می‌‏خواهیم مذاکره کنیم بلکه مسئله با مذاکره حل شود.  ولی طرف مقابل‏ قبول نکرد، بنابراین یا اصحابش باید از تشنگی از پا در بیایند و یا باید جنگید. جنگی که دشمن شروع کرده است. در ” نهج البلاغه ” است که علی علیه‏‌السلام در مقابل جمعیت، ناراحت‏ و عصبانی از اینکار می‏ایستد و یک خطبه چندسطری می‏خواند، می‏فرماید:  «قد استطعموکم القتال»(۱) اینها گرسنه جنگند و از شما غذا می‏‌خواهند  اما از دم شمشیر، «فاقروا علی مذله، و تأخیر محله، او رووا السیوف‏ من الدماء ترووا من الماء»(۱) لشکریانم ! نمی‏گویم بروید بجنگید، بروید یکی از این دو راه را انتخاب کنید: یا تن به ذلت بدهید که آب‏ را ببرند و شما نگاه کنید، یا اینکه این تیغ‌ها را از خون این ناکسان‏ سیراب کنید تا خودتان سیراب شوید. «فالموت فی حیاتکم مقهورین، و الحیاش فی موتکم قاهرین»(۱) زندگی این است که بمیرید ولی فائق باشید و مردن این است که زنده‏ باشید، ولی توسری‌‏خور. علی علیه‌‏السلام با این سخنان آنچنان هیجان ایجاد کرد که در کمتر از دو ساعت، دشمن را بکلی از کنار شریعه فرات دور کردند که دیگر دشمن از تشنگی له‏‌له می‌‏زد. ولی علی علیه‏‌السلام به سپاهیان‏ خود گفت شما هر روز اجازه بدهید که بیایند و آب بردارند. لشکریان‏ گفتند آنها به ما آب ندادند، پس ما هم به آنها آب نمی‏دهیم، ولی علی‏(ع) فرمود: خیر، این یک کار غیر انسانی است، آب یک چیزی است که‏ هر جانداری حق دارد از آن استفاده کند، به آنها آب بدهید.

پس معلوم شد سخن می‏‌تواند سخن حماسی باشد و سخن حماسی یعنی سخنی که در آن بویی از غیرت و شجاعت و مردانگی باشد، بویی از ایستادگی و مقاومت‏ باشد. اگر شعر یا نثری دارای این خصوصیات باشد، آن را حماسی می‏‌گویند. سرگذشت‌ها و حادثه‏‌ها و تاریخچه‏‌ها هم اقسامی دارند. حادثه‏هایی داریم‏ غنایی، حادثه‏‌هایی داریم اندرزی، حادثه‏‌هایی داریم رثایی و حادثه‏‌هایی‏ داریم حماسی. یک سرگذشت تمامش فقط غناست، بوی غنا می‏دهد، عشق است‏. مجلات را شاید کم و بیش می‏‌خوانید، در اینها چه حکایت واقعی، چه‏ افسانه، چه مخلوطی از واقعیت و افسانه، همه‌‏اش داستان غنایی است.  حالا این همه داستان غنایی به گوش این ملت برود چی از آب در می‌‏آید، من‏ نمی‌‏دانم(۲). داستان‌های رثایی و به اصطلاح تراژدی‌ها هم زیاد است. صفحات حوادث روزنامه‌‏ها را اگر بخوانید اغلب از این‏‌جور قضایا می‌‏بینید. داستان‌های اندرزی هم داستانهایی‏ هستند که در آنها پند و اندرز است. ” داستان راستان(۳) همه‏اش‏ داستان‌های اندرزی است. حتی شخصیت‌ها هم اقسامی دارند، بعضی از شخصیت‌ها، شخصیت حماسی هستند و روحشان حماسه است. بعضی روحشان غنائی است، بعضی روحشان اساسا رثایی است، آه و ناله است، بعضی شکل روحشان شکل‏ پند و اندرز و موعظه است.

حالا که به طور اجمالی معنی حماسه را فهمیدیم، می‏توانیم در اطراف‏ حماسه حسینی بحث بکنیم. آیا حسین‏‌بن‌‏علی(علیهم‌االسلام) حادثه حماسی دارد یا ندارد؟ آیا شخصیت‏ حسین‏‌بن‌‏علی(علیهم‌االسلام) یک شخصیت حماسی هست یا نیست؟ ما باید شخصیت حسین‏‌بن‌‏علی(علیهم‌االسلام) را که برای ما یک شخصیت انسانی است‏ بشناسیم. این مرد که ما هر سال به نام او وقت‌ها صرف می‏‌کنیم، پول‌ها خرج‏ می‏‌کنیم، روزها تعطیل می‌‏کنیم، باید خصوصیاتش برای ما شناخته شود و از جمله خصوصیات او همین است که آیا حسین علیه‏‌السلام یک شخصیت حماسی هست‏ یا نه؟ آیا ما باید با وجود حسین(ع) و سرگذشت او یک احساس حماسی‏ داشته باشیم، یا یک احساس تراژدی، مصیبت، رثا و نفله‏شدن؟ در اینجا لازم است مختصری توضیح بدهم:

شخصیت‌های حماسی که اغلب در منظومه‏‌های حماسی از آنها یاد شده است، جنبه نژادی و قومی دارند و این اعم است از شخصیت‌های افسانه‌‏ای مثل رستم و اسفندیار و یا شخصیت‌های واقعی مثل جلال‌الدین خوارزمشاه در تاریخ ایران. غالبا قهرمانان یک قوم اعم از واقعی و افسانه‌‏ای، از آن نظر که انتساب‏ به آن قوم دارند، احساسات آن مردم را تحریک می‌‏کنند. اصولا قهرمان‏ دوستی و قهرمان پرستی جزء سرشت بشر است. مخصوصا وقتی که قهرمان، تعلقی هم به انسان داشته باشد که انسان بخواهد به او افتخار کند. این‏ قهرمان‌های کشتی که موفقیتی به دست می‌‏آورند، براستی مردم برای آنها ابراز احساسات می‏‌کنند، یا قهرمانی که هالتر بلند کرده و رکورد را شکسته‏ و مثلا سه کیلو بیشتر از رکورد جهانی بالا برده است، چقدر تاج‏‌گل نثارش‏ می‏‌کنند، و یا برای کسی که کشتی گرفته و با یک فن، حریف خود را ضربه‏ فنی کرده است، براستی ابراز احساسات می‏‌کنند.

اینها به خاطر این است که قهرمان‌‏دوستی و قهرمان‏‌پرستی در سرشت بشر است و ضمنا او از قهرمان ملت و قوم خودش تجلیل می‏‌کند نه از قهرمان‏ دیگری. در کشتی‌های بین‌‏المللی افراد هر ملت چه آنهایی که آنجا حاضرند و چه آنهایی که از رادیوها گوش می‌‏کنند، احساساتشان متوجه هموطنان خودشان‏ است که افتخاری برای وطن و قوم خودشان کسب کنند. ما وقتی داستان رستم و
اسفندیار و افراسیاب و این‏طور چیزها را می‌‏خوانیم، چون می‏‌گویند افراسیاب‏ از ماوراءالنهر و از یک ملت دیگری بوده و رستم از ملت ایران بوده است‏، قهرا دلمان می‏‌خواهد که همیشه تفوق مال رستم باشد، و افسانه‏‌ساز هم‏ داستان‌ها و افسانه‏‌ها را چنان ساخته است که با ذائقه ما جور در بیاید، یعنی همیشه آن طرف مغلوب و محکوم و این طرف غالب و قاهر باشد. این‏ حماسه‌ها، حماسه‌‏های قومی است، یعنی اختصاص به یک قوم و نژاد معین و یک آب‏وخاک معین دارد.

اما مطلب در مورد حسین علیه‏‎‌السلام غیر از این است. حسین(ع) یک‏ شخصیت حماسی است اما نه آنطور که جلال‏‌الدین خوارزمشاه یک شخصیت حماسی‏ است و نه آنطور که رستم افسانه‏‌ای یک شخصیت حماسی است. حسین(ع)  یک شخصیت حماسی است، اما حماسه انسانیت، حماسه بشریت، نه حماسه‏ قومیت. سخن حسین(ع)، عمل حسین(ع)، حادثه حسین(ع)، روح حسین‏(ع)، همه چیز حسین(ع) هیجان است، تحریک است، درس است، القای نیروست، اما چه‏‌جور القای نیرویی؟ چه‌‏جور درسی؟ آیا از آن جهت‏ که مثلا به یک قوم بخصوص منتسب است؟! یا از آن جهت که شرقی است؟ یا از آن جهت که مثلا عرب است و غیر عرب نیست؟! یا به قول بعضی از ایرانی‌ها از آن جهت که مثلا زنش ایرانی است! اساسا در وجود حسین(ع) یک چنین حماسه‏‌هایی نمی‏‌تواند وجود داشته باشد و علت شناخته نشدن حسین(ع) هم همین است. چون حماسه او بالاتر و مافوق اینگونه حماسه‏‌هاست، کمتر افراد می‏‌توانند او را بشناسند. حالا ببینیم که واقعا چطور است؟ شما در جهان یک شخصیت حماسی مانند شخصیت حسین‏‌بن‌‏علی( علیهم‌االسلام) از نظر شدت حماسی بودن و از نظر علو و ارتفاع حماسه یعنی جنبه‌‏های انسانی نه‏ جنبه قومی ‏و ملی پیدا نخواهید کرد. حسین(ع) سرود انسانیت است، نشید انسانیت است و به همین دلیل نظیر ندارد، و به جرأت عرض می‏‌کنم که‏ نظیر ندارد. شما در دنیا حماسه‌‏ای مانند حماسه حسین‌بن‏‌علی(علیهم‌السلام) پیدا نخواهید کرد، چه از نظر قدرت و قوت حماسه و چه از نظر علو و ارتفاع و انسانی بودن آن. و متاسفانه ما مردم این حماسه را نشناخته‌‏ایم.

حادثه عاشورا و تاریخچه کربلا دو صفحه دارد، یک صفحه سفید و نورانی و یک صفحه تاریک، سیاه و ظلمانی که هر دو صفحه‏‌اش یا بی‏‌نظیر است و یا کم‌نظیر. اما صفحه سیاه و تاریکش از آن نظر سیاه و تاریک است که در آن فقط جنایت بی‌‏نظیر و یا کم نظیر می‏‌بینیم. یک وقت حساب کردم و ظاهرا در حدود بیست‏ و یک نوع پستی و لئامت در این جنایت دیدم و خیال هم نمی‌‏کنم در دنیا چنین جنایتی پیدا بشود که تا این اندازه تنوع داشته باشد. البته در تاریخچه جنگ‌های صلیبی، جنایت‌های‏ اروپایی‌ها خیلی عجیب است و اینکه جرأت نمی‌‏کنم که بگویم حادثه کربلا از نظر زیادی جنایت نظیر ندارد، چون توجه من یکی به جنگ‌های صلیبی و جنایت‌هایی است که مسیحیان در آن مرتکب شدند و یکی هم به جنایت‌هایی است‏ که همین اروپایی‌ها در اندلس ‏اسلامی مرتکب شدند که آنهم عجیب است. تاریخ‏ اندلس مرحوم‏ آیتی را که دانشگاه چاپ کرده است بخوانید، کتابی‏ است بسیار تحقیقی و آموزنده. در این کتاب نوشته است: اروپایی‌ها به ۱۰۰ هزار زن ‏و مرد و بچه اجازه‏ دادند که هر جا می‏‌خواهند بروند، بعد که این‌ها راه افتادند، پشیمان شدند و شاید هم از اول حقه زدند که اجازه حرکت دادند. به هر حال تمام این‏ ۱۰۰هزار نفر را کشتند و سر بریدند. شرقی هرگز از نظر جنایت به غربی‏ نمی‌‏رسد. شما اگر در تمام تاریخ مشرق‏ زمین بگردید، دو جنایت را حتی در دستگاه اموی پیدا نمی‌‏کنید، یکی آتش زدن زنده ‏زنده، و دیگری قتل عام‏ کردن زنان، ولی در تاریخ مغرب ‏زمین این دو نوع جنایت فراوان دیده می‏‌شود.  زن کشتن در تاریخ مغرب‏‌زمین یک امر شایعی است. هنوز هم باور نکنید که اینها روح انسانی داشته باشند. آنچه در ویتنام صورت می‏‌گیرد ادامه‏ روحیه جنگ‌های صلیبی و جنگ‌های اندلس آنها است. این کار که چند ۱۰۰هزار نفر را زنده زنده در کوره آتش بگذارند ولو این افراد جانی هم باشند، کار مشرق‏‌زمینی نیست و از عهده مشرق زمینی چنین جنایتی بر نمی‏‌آید. این‏ کار فقط از عهده مغرب زمینی قرن بیستم برمی‌‏آید. این جنایت که در صحرای سینا ۱۰ها هزار سرباز را آب و نان ندهند تا از گرسنگی بمی‌رند برای اینکه اگر اسیر بگیرند باید به آنها نان بدهند، فقط مال غربی است. شرقی این جور جنایت نمی‌‏کند. یهودی فلسطینی صد درجه‏ شریف‌تر از یهودی غربی است. اگر مردم فلسطین یهودی‌های ملی اهل همان‏ فلسطین بودند که این جنایت‌ها واقع نمی‏‌شد. این جنایت‌ها همه مال یهودی‏ غربی است.

به هر حال من جرات نمی‏‌کنم بگویم جنایتی مثل جنایت کربلا در دنیا وجود نداشته است، ولی‏ می‏‌توانم بگویم در مشرق زمین وجود نداشته است. از این نظر حادثه کربلا یک جنایت و یک تراژدی است، یک مصیبت است‏، یک رثاء است.  این صفحه را که نگاه می‌‏کنیم، در آن، کشتن بی‌گناه‏ می‌‏بینیم، کشتن جوان می‌‏‌بینیم، کشتن شیرخوار می‏‌‌بینیم، اسب بر بدن مرده‏ تاختن می‏‌بینیم، آب ندادن به یک انسان می‏‌بینیم، زن و بچه را شلاق زدن‏ می‏‌بینیم، اسیر را بر شتر بی‌جهاز سوار کردن می‌‏بینیم. از این نظر قهرمان‏ حادثه کیست؟ واضح است وقتی که حادثه را از جنبه جنایی نگاه کنیم‏، آن که می‌‏خورد قهرمان نیست، آن بیچاره مظلوم است. قهرمان حادثه در این نگاه یزید‌بن‌‏معاویه است، عبیدالله‌‏بن‌‏زیاد است، عمر سعد است، شمربن‏‌ذی‏‌الجوشن است، خولی است و یک عده دیگر. لذا وقتی که صفحه سیاه‏ شمر نیست در آنجا، قهرمان حسین(ع) است. در آن صفحه، دیگر جنایت نیست، تراژدی نیست، بلکه حماسه است، افتخار و نورانیت است‏، تجلی حقیقت و انسانیت است، تجلی حق‏‌پرستی است. آن صفحه را که نگاه‏ کنیم، می‌‏گوئیم بشریت حق دارد به خودش ببالد. اما وقتی صفحه سیاهش را مطالعه می‌‏کنیم می‏‌بینیم که بشریت سر افکنده است و خودش را مصداق آن آیه‏ می‌‏بیند که می‌‏فرماید: «قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لک»(۴).

مسلما جبرئیل ‏امین در مقابل اعلام خدا که فرمود: «انِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَهً»(۵) سؤالی نمی‌‏کند، بلکه آن‏ دسته از فرشتگان که فقط صفحه سیاه بشریت را می‌‏دیدند و صفحه دیگر آن را نمی‏‌دیدند، از خدا این سؤال را می‏‌کردند که آیا می‌‏خواهی کسانی را در زمین‏ قرار دهی که فساد کنند و خونها بریزند؟ و خدا در جواب آنها فرمود: «انی اعلم ما لا تعلمون»(۶) من می‏‌دانم چیزی را که شما نمی‏‌دانید. آن صفحه، صفحه‏ای است که ملک اعتراض می‏‌کند، بشر سرافکنده است و این صفحه، صفحه‏‌ای است که بشریت به آن افتخار می‏‌کند. چرا باید حادثه‏ کربلا را همیشه از نظر صفحه سیاهش مطالعه کنیم؟ و چرا باید همیشه‏ جنایت‌های کربلا گفته شود؟ چرا همیشه باید حسین‏‌بن علی(ع) از آن جنبه‌ای که مورد جنایت جانیان است مورد مطالعه ما قرار بگیرد؟ چرا شعارهایی که به نام حسین‌‏‌بن‌‌‏علی(علیهم‌االسلام) می‌‏دهیم و می‌‏نویسیم، از صفحه تاریک عاشورا گرفته شود؟ چرا ما صفحه نورانی این‏ داستان را کمتر مطالعه می‌‏کنیم، در حالی که جنبه حماسی این داستان صد برابر بر جنبه جنایی آن می‌‏چربد. و نورانیت این حادثه بر تاریکی آن خیلی‏ می‏‌چربد پس باید اعتراف کنیم که یکی از جانی‌‌های بر حسین‌بن‌علی(علیهم‌السلام) ما هستیم که از این تاریخچه فقط یک صفحه‌‏اش را می‏‌خوانیم، و صفحه دیگرش را نمی‌‏خوانیم. جانی‌‌های بر امام‏ حسین(ع) آنهایی هستند که‏ این تاریخچه را از نظر هدف منحرف کرده و می‌‏کنند.

حسین(ع) را یک روز کشتند و سر او را از بدن جدا کردند، اما حسین(ع) که فقط این تن نیست، حسین(ع) که مثل من و شما نیست، حسین(ع) یک مکتب است و بعد از مرگش زنده‏‌تر می‏‌شود. دستگاه بنی‌‏امیه خیال کرد که حسین(ع) را کشت و تمام شد، ولی بعد فهمید که مرده حسین(ع) از زنده حسین(ع) مزاحم‌تر است، تربت حسین(ع) کعبه صاحبدلان است.  زینب هم به یزید همین را گفت. گفت اشتباه کردی، «کد کیدک واسع‏ سعیک، ناصب جهدک فوالله لا تمحواذ کرنا، و لا تمیت وحینا(۱) هر نقشه‌‏ای که داری بکار ببر ولی مطمئن باش تو نمی‏‌توانی برادر مرا بکشی و بمیرانی، برادر من زندگی‌اش طور دیگر است، او نمرد، بلکه زنده‌‏تر شد.  در آن وقت مرثیه گوها مثل مرثیه گوهای حالا نبودند. ” کمیت ” مرثیه‏گو بود، ” دعبل خزائی ” مرثیه گو بود.

پی نوشت:

  1. نهج البلاغه فیض الاسلام خطبه ۵۱، صفحه. ۱۳۸
  2. اشاره به مجلات زمان طاغوت است.
  3. اشاره به دو جلد کتاب داستان راستان نوشته استاد شهید است.
  4. ملائکه گفتند پروردگارا ! آیا کسانی را خواهی گماشت که در زمین‏ فساد کنند و خونها بریزند و حال آنکه ما خود، تو را تسبیح و تقدیس‏ می‏کنیم ؟ سوره بقره، آیه. ۳۰
  5. سوره بقره، آیه. ۳۰
  6. سوره بقره، آیه. ۳۰
  7. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۳۵ و اللهوف، ص. ۷۷

انتهای پیام/

۵ مهر

سبک های مداحی نباید از سبک خواننده های بدنام لس آنجلسی گرفته شود/ از راه مداحی امرار معاش نکردم

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از  مرصاد،ماه محرم در حال نزدیک شدن است و هیات های مذهبی بار دیگر مراسم های مذهبی خود را شروع خواهند کرد. مداحان اهل بیت در این مراسم ها نقش ویژه ای را ایفا می کنند و آن ها هستند که با استفاده از هنر خود به مراسم های محرم شور خاصی می بخشند.

در شهر کرمانشاه به دلیل بافت مذهبی که وجود دارد، از گذشته های دور تا به امروز مداحان زیادی خادمی اهل بیت را کرده اند و توانسته اند نقشی را در معرفی فرهنگ حسینی ایفا کنند.

محمد مسلم مقدسی یکی از مداحان جوان کرمانشاهی است که سال هاست که در مراسم های مذهبی مداحی می کند. او در گفتگویی که با خبرنگار فرهنگی مرصاد داشت، در خصوص خود و وضعیت مداحی گفت. مشروح این گفتگو در ادامه آمده است:

مرصاد: لطفا مختصری از خودتان بگویید. از کی مداحی می کنید؟

بنده محمدمسلم مقدسی متولد ۱۳۶۶ فوق لیسانس زبان و ادبیات فارسی پذیرفته شده در مقطع دکتری هستم و بحمدالله توفیق داشتیم نسل در نسل مداح و برگزار کننده مجالس اهل بیت باشیم. چون پدر بنده حاج محمدتقی مقدسی از اساتید و پیشکسوتان عرصه مدح و مرثیه بودند از شش هفت سالگی توفیق مداحی داشتم اما بطور رسمی که مجلس گردانی کنم از سیزده سالگی مداحی کردم. لازم بذکراست قریب به پنجاه سال است که بانی هیات محبان حضرت علی اکبر، خانواده ما هستند و روضه هفتگی برگزار می شود.


البته اضافه کنم توفیق داریم پدرم و خود و برادرم میثم از خادمان و مداحان خاندان عصمت هستیم.

مرصاد: بسیار خوب… پس پدرپیشه هستید… از مداحی پول هم در میارید؟ یعنی گذران زندگی شما از همین هست یا شغل دیگه ای دارید؟ اساسا مداحان شغل دیگری هم دارند؟

ببینید این مسئله از چند منظر قابل بررسی است. پدرم همیشه به عنوان استادم به من توصیه کرده که هیچ وقت مداحی را شغل قرار ندهیم. پدر بنده خودشان از قضات دادگستری بودند و بنده هم مدرس دانشگاه هستم  و عرض کردم چون ما خودمان هیات هم داریم و دومکان به عنوان حسنیه و حسینیه مقدسی وقف کار هیات کردیم بحمدالله خودمان هزینه های مراسمات هفتگی و مناسبت ها را هم توفیق داریم شخصا انجام می دهیم وبه هیچ وجه از این راه امرار معاش نکردیم و افتخاری خدمت گزار اهلبیت بودیم و اعتقاد داریم ان شالله خود حضرات معصومین در قیامت به بهترین شکل با ما حساب خواهند کرد.

 بنده و پدر و برادرم هیچ وقت مداحی را وسیله گذران زندگی قرار ندادیم و حتی معمولا صله هایی که خواستند از مجالس دیگری بما پرداخت کنند نگرفتیم. اما من عقیده دارم صله ای که به مداحان پرداخت میکنند بسیار طیب و طاهر و برکت زندگی می باشد. مطلبی که این وسط هست این نرخ تعیین کردن و شرط گذاشتن بعضی ازمادحین هست که اصلا کار درست و در خور شانی نیست  وگرنه صله دادن از شیوه  امام سجاد(ع)، امام صادق(ع) و امام رضا(ع) و … بسیاری از بزرگان دین به شعرا و مداحان بوده .

بسیاری از مداحان مخصوصا در استان ما شغل دیگری دارند و مداحی هم به عنوان علاقه و عشق درونی آنهاست که حتی در این راه از جیب خودشان هم هزینه می کنند. عقیده من این است که  هیات دار و مداح باید به بهترین شکل به وظیفه  خودشان عمل کنند و بازهم تاکید می کنم که نرخ تعیین کردن و این مسائل را به هیچ عنوان نمی پذیرم.
.
مرصاد: یعنی شما معتقید صله دادن از قبل مداحی نه تنها مذموم نیست بلکه سنت ائمه است… فقط با شرط گذاشتن مخالفید… مداحی داریم که شرط بگذارد؟ که اگر کمتر بدهید مثلا نمی خوانم؟

بله ما در سیره ی اهل بیت و ائمه معصوم داشتیم که بسیار به مداحان و شعرا احترام می گذاشتند و صله می دادند که نمونه آن احترام خاص امام رضا علیه السلام به فرزدق و دعبل خزاعی دو شاعر و مداح بود که بسیار معروف است. اما شرط گذاشتن و نرخ تعیین کردن نه تنها بسیار مذموم بلکه از شان اهل بیت و مجلس آن ها کاملا بدور است و معمولا همچنین افرادی در تاریخ ماندگار نشدند و  نام و نشانشان مقطعی بوده است.

جهت اصلاح و پیشبرد اهداف جامعه مدح و مرثیه عرض میکنم متاسفانه افرادی در کشور هستند که علنا نرخ تعیین می کنند و تا به حسابشان واریز نشود نمی آیند که بخوانند که البته تعداد زیادی نیستند و قریب به اتفاق جامعه مداح در کشور و مخصوصا استان به بهترین شکل و بدون چشمداشت خدمت گزار اهل بیت هستند .


مرصاد: از اینکه راحت پاسخ می دهید ممنونم. در مورد سیاست و مداحی چطور؟ رابطه ای بین این دوتا هست؟


قطعا هست. ببینید خط و ربط مداحی باید برگرفته از فرهنگ عاشورا باشد. فرهنگ عاشورا یعنی فریاد علیه ظلم و بیداد. یعنی دعوت به حریت. یعنی سکوت نکردن در مقابل ظالم. قشنگترین تعریف در این مورد مقام معظم رهبری در عصر ما داشتند که فرمودند مداحی فقط تحریک احساسات نیست بلکه روشن کردن قلب هاست. یا در دیدار معظم له با مداحان فرمودند گاهی تاثیر یک بیت شعر خوب از صدها منبر بیشتر است. الان بسیاری از رزمندگان جبهه مقاومت اسلامی از پای همین منبرها و روضه ها از لحاظ معنوی رشد کردند و چه حماسه هایی که آفریدند. قطعا مداحی از سیاست جدا نیست و در بسیاری از مواقع از جمله حماسه ۹ دی این مداحان و هییات بودند که طلایه دار آن حرکت عظیم شدند. مگر می شود امروز یک مداح و یا یک بچه هیاتی از آنچه در کشور و یا منطقه و کلا در جهان میگذرد بی اطلاع باشد و خنثی عمل کند. مداحان با توجه به مخاطب عظیمی که دارند قطعا باید دراین عرصه باشند ولی نکته مهم این است که باید با اطلاع و تحلیل مسائل روز و دور از توهین و خدای نکرده اهانت نسبت به امور روشنگری کنند و در خط شهدا و فرمایشات رهبر بزرگوار حرکت کنند.

مرصاد: پاسخ های شما قابل تامله… سیاسی ترین شعری که خواندید رو به یاد دارید؟ و می توانید بگویید که ناظر بر چه فرازی از زندگی امام حسین بوده و با چه فرازی از تاریخ امروز ما تجانس داشته است؟

در این رابطه حضرت اقا بسیار تاکید دارند که اشعاری مورد استفاده قراربگیرد که پیام داشته باشد و نسبت به هوشیاری مردم موثر واقع بشود. و نکته دیگر اینکه بین مردم وحدت ایجاد کرد به نحوی که ایشان دو خط معرفی کردند :انقلابی و ضدانقلابی.

من در انتخاب اشعار خوشبختانه بسیار دقت می کنم. مثلا این شعر بسیار پرمغز و پیام دار است که استفاده کرده ام.


کوه باشی، سیل یا باران چه فرقی می کند؟
سرو باشی، باد یا طوفان چه فرقی می کند؟

مرزها سهم زمین اند و تو اهل آسمان
آسمان شام یا ایران چه فرقی می کند؟

مرز ما عشق است هر جا اوست آنجا خاک ما است
سامرا، غزه، حلب، تهران چه فرقی می کند؟

قفل باید بشکند، باید قفس را بشکنیم
حصر الزهرا و آبادان چه فرقی می کند؟

هر که را صبح شهادت نیست، شام مرگ هست
بی شهادت، مرگ با خسران چه فرقی می کند؟

شعله، خاکستر، دم آخر ولی ققنوس را
لحظه آغاز با پایان چه فرقی می کند؟


ببینید اگر در تاریخ ریز شویم می بینیم که آن هایی که کمر به شهادت سید الشهدا بستند خواص بی بصیرت و شیوخ مقدس نما امثال شریح قاضی که قاضی امیرالمومنین بود یاشمر که جانباز صفین بود، بودند. نکته ای که در بسیاری از دوران ها و در تاریخ معاصر ما هم اتفاق افتاده است.


مرصاد: تا حالا شده که برای در آوردن اشک مردم از روضه هایی استفاده کنید که سندیت قوی ندارند؟


ببنید عاشورا اینقدر پر از جاذبه و عاطفه و پیام و نکته های زیبا و … هستند که جفاست و قطعا نارواست اگر بخواهیم موارد جعلی و بیجایی را مطرح کنیم . بنده از دوجهت اول اینکه پای منبر بزرگان و خطبا و زانوی شاگردی در حضور اساتید و سوخته ها و اهل علم زدم بسیار دقت می کنم و دوم بخاطر اینکه از قشر دانشگاهی هستم نهایت ریز بینی و مطالعه روا دارم که خدای نکرده مطلب یا مضمون اشتباهی را بازگو نکنم.


مرصاد: تفاوت منبر علما و روحانیت را با مداحی که معمولا بعد از منبر هست در چه می دانید؟ ضرورت کدام را بیشتر می دانید؟


منبر علما و مداحی مکمل و لازم وملزوم یکدیگرند. علما و روحانیت ولایی به عنوان چراغ راه و محور هیئات باید مورد استفاده قرار بگیرند و هیئات باید از فیض منبر و موعظه و مسائل شرعی و سیره قرآن واهل بیت از طریق علما و بزرگان آگاه شوند. به عقیده من علما بیشتر باید تبیین راه و سیره اهلبیت بپردازند و اشاره ای هم به روضه کنند. اما مداحی ها بخاطر بعد عاطفی و هنری می توانند بسیار تاثیرگزار باشند و باید به این نکته اذعان کرد که در اذهان عمومی اثر یک بیت شعر از یک مداح و یا نواهای ماندگار غیر قابل وصف است. ولی در مجموع هییات باید روحانی محور و علما باید نقش معلم و مراقب را در مسیر هیات و مداح ایفا کنند.


مرصاد: اما خیلی از روحانیون و علما روضه را اصل منبر خود می دانند… نه اشاره… این را قبول دارید؟


بله . واین به نوعی تداخل کاره . باید پذیرفت که روضه خوانی در اصل وظیفه  مداحه ولی بعضی از روحانیون تبحر بسیار خاصی در روضه دارند که در امر مداحی هم خبره هستند امثال اقای شیخ حسین انصاریان و .. که معمولا در محافلشون دیگر مداح دعوت نمی کنند ولی اگر بناست مداح دعوت بشود منبری باید جهت کیفیت جلسه و .. رعایت کند و فقط اشاره ای به روضه کند که مداح هم بتواند به بهترین شکل کار خودش را انجام بدهد .


به نوعی منبری و مداح باید به وظیفه  خودشان عمل کنند تا از موازی کاری جلوگیری شود.


مرصاد: تا به حال کرامت و معجزه ای ملموس به اون معنای عامی که در نظر مردم هست در مجالس خودتان دیدید که بتوانید به آن اشاره کنید؟


اگر اجازه بدید وارد این فضا نشویم.


مرصاد: دلیل خاصی دارید؟


چون مخاطب عامه است  ویک سری مسائل شاید برای فرد در یک حالات خاصی پیش بیاد که زبان الکن باشد از گفتنش. هرچه در خانه مولای شهیدمان دیدیم خیر و زیبایی بوده که کل الخیر فی باب الحسین

ایا عطمتی از این بالاتر که فرشیان همنوا با عرشیان به عزا میپردازند و همه ادمها از مذاهب و زبانها و … یکصدا فریاد حسین سر میدهند. کل الخیر فی باب الحسین

مرصاد: این سبک های مداحی هم برای خودشان داستانی شده اند… عده ای می گویند برای جذب و جلب سلایق مختلف مخصوصا جوانها مانعی ندارد… عده ای هم به شدت مخالفت می کنند با سبک های متفاوت از آنچکه تا قبل از این وجود داشته… نگاه شما چیست؟

ببینید من در باب عزاداری قایل به این مطلب هستم که هرانچه که منطبق با شرع بود و زیبا بود مورد استفاده قرار بگیرد حالا چه قدیمی باشد چه جدید .

من در این قضیه نظرم بر تجمیع و آمیخته ای از سبک سنتی و جدید است . عزاداری سنتی زیبایی ها و ضعف هایی داشته که باید زیبای ها را گرفت و سعی در جبران نقاط ضعف داشت و عزاداری های امروز هم نکات مثبت و منفی دارد که باید در جذب خوبی ها قدم برداشت. اما متاسفانه بعضی از سبک ها را به عنوان یکی از طلایه داران سبک جدید مداحی در استان نمی توانم بپذیرم .

سبک های مداحی نباید از سبک خواننده های بدنام و به اصطلاح لس انجلسی گرفته شود که تا مخاطب میشنود یاد حرکات و اعمال بدی بیافتد. در یک کلام نباید بهانه دست دشمنان و حرامخوار بدهیم که آنها به شکل بدی بازتاب بدهند و خدای ناکرده مقایسه ای بین عزاداری و مسائل ناجور و زشت انجام بدهند .

متاسفانه باید گفت بعضی رعایت نمی کنند و از اصل محتوای مداحی دور شدند که الان به عنوان مداحی اگر روزی ازش یاد می کنند که اعتراض بزرگان و علما و نخبگان در پی داشته است. البته با این دوستان هم نباید قهری بر خورد شود و باید سعی در اصلاح و جذب آن ها داشته باشیم و در یک جمله بخواهم بگویم بنده قائل به تجمیع عزاداری سنتی و جدید هستم .


مرصاد: کدام یک از آیین های سنتی عزاداری در کرمانشاه (مخصوص این منطقه) توجه شما را به خودش جلب می کند؟ و با آن ارتباط بر قرار می کنید؟


ما در قدیم مرشدها و مداح هایی داشتیم که نوحه ها جانسوزی می خواندند که از آنها به عنوان نوحه و دم سکوت یاد می کنند که مختص شهر ماست. من خیلی از بچگی با این نوحه ها مانوس بودم. دیگر رسمی که خیلی محزون و دلنشین است و من خیلی دوستش دارم عزادارهای کرمانشاهی روز عاشوراست که لباس هایشان را گل مالی می کردند که همه هیبت عزادار میگیرند.


مرصاد: یکی از اشعارش رو برای ما می گویید؟


باید بصورت خواندن باشه چون روی سبک است.


مرصاد: به عنوان سوال آخر… به نظر شما کرمانشاه با این سبقه قابل توجه در عزاداری ها چرا از داشتن یک اجتماع بزرگ مثل برخی از مناطق کشور که زبانزد هستند محروم است؟

ببنید بنده در این مورد کارهایی انجام دادم و بحمدالله موفق شدم در شام شهادت امیرالمومنین در میدان غدیر بزرگترین اجتماع عزاداری استان تشکیل بدهم و آن هم بصورت شخصی که بحمدالله در حد خودش هم خیلی باشکوه بوده اما قابل مقایسه با اون چیزی که مدنظر شماست، نیست .

این مطلب از چند منظر قابل بررسیه

اول بافت مذهبی هر شهر و عقاید و اعتقادات مردم .باید پذیرفت که استان ما خیلی شهر مذهبی نیست و باید در بافت های مختلف از جمله بازار و دانشگاه و .. همه حرکت جهادی فرهنگی کنند و عموم مردم خودجوش در حرکت های مذهبی حضور فعال داشته باشند .

دوم باید بین هیئات و مداحان و تشکل های مذهبی یک اتحاد و انسجام شکل بگیرد که در اجتماعات عزاداری همه زیر یک پرچم و بیرق که بنام سیدالشهدا و عام باشه حاضر شوند.

سوم باید این نکته رو بگم که مسئولین ما برنامه خاصی در این جهت نداشتند و گاهی به یک سری برنامه های گزارشی اکتفا کردند و نه برنامه ویژه ای داشتند و نه از صاحب نظران برنامه ای خواستند. همچنین برنامه هایی مستلزم برنامه ریزی و مدیریت مسئولین امر هست که متاسفانه ما در استان شاهدش نبودیم. برای برنامه های بزرگ باید چندماه برنامه ریزی کرد. کارگروه تشکیل داد. نخبه ها را جمع کرد. فضای اجتماعی و فرهنگی شهر را رصد کرد. کار عمقی و ابداعی کرد که متاسفانه من شاهدش نبودم.

مرصاد: با توجه به اینکه در زمینه ادبیات تحصیل کرده اید، چه ارتباطی جایگاه شعر و ادبیات آیینی را چگونه می دانید؟

امروز پویاترین و فاخر ترین جریان هنری کشور جریان شعر و ادبیات آیینی میباشد. در هیچ دوره ای از تاریخ مثل امروز تولید آثار و اشعار به این کیفیت و کمیت نبوده حتی در زمان خود ائمه .

رهبر حسینی و عزیز ما با توجه ویژه ای که در چندسال اخیر در بحث شعر داشتند بسیار به این موضوع کمک کردند و نشست و توجه ویژه ایشان به شعر آیینی برکات ویژه ای داشته است. ماهم در استان کرمانشاه از سال ۹۰ به شکل ویژه ای به شعر آیینی پرداختیم و بحمدالله امروز ۲۶ کنگره و شب شعر آیینی برگزار کردیم که خروجی های خوبی داشته و شعرای خوبی  در سطح استان و کشور معرفی کردیم.

 

انتهای پیام/