۱۰ خرداد

تلاوت قرآن راهکار دین برای ازبین بردن آثار گناهان/جزء خوانی قرآن به همت شورا و پایگاه مقاومت روستای جیجانکوه+تصاویر

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از رودآور، امروز، هفتمین روز از ماه مبارک رمضان است، ماهی سرشار از برکات و نعمات.ماهی که به تلاوت آیات نورانی قرآن در آن روایت های بسیاری در اموزه های دینی ما برای رسیدن به سعادت و زودن آثار گناهان تأکید شده است.

«پروین قادری» عضو شورای روستای جیجانکوه و مسئول پایگاه بسیج خواهران روستا است که با یک برنامه ریزی و هماهنگی شورای روستا و بسیج امسال نیز همچون سال های گذشته به برگزاری مراسم جزءخوانی و تفسیر قرآن در مسجد روستا اقدام کرده است.

وی در گفت و گو با خبرنگار رودآور؛ با تأکید بر اهمیت تلاوت قرآن درماه مبارک رمضان، رمضان را پرغنمیت ترین فرصت برای گسترش مفاهیم و معنانی قرآنی در سطوح مختلف جامعه دانست.

قادری اظهار کرد: اهمیت تلاوت قرآن و البته عمل به آن هم در خود قرآن مجید و هم در روایات بسیاری از ائمه اطهار(ع) نقل شده است، چرا که تلاوت این آیات نورانی بخش، زمینه ساز سعادت دنیوی و اخروی بشریت است.

عضو شورای روستای جیجانکوه افزود: تلاوت قرآن به ویژه در ماه مبارک رمضان راهکاری برای صیقل دل ها است و قلب ها را از هر نوع آلودگی  پاک می کند.

قادری تصریح کرد: اثربخشی مثبت بر خودسازی انسان و رفتن به سوی کمال و سعادت از همین تلاوت قرآن نشأت می گیرد، چرا که در آن دستورات زندگانی بشر را می توان به خوبی در تمامی ابعاد زندگی مشاهده کرد.

وی با بیان اینکه رهبر معظم انقلاب درباره انس با قرآن می فرمایند”در این فـضای آلوده مـادیات، شایسته است در دریای بی کـران معنویت قـرآن کریم آشنا کرد، تا از پلیدیهای دنیا پاک شد و این، جز با انس مدام با این کتاب آسمانی ممکن نیست”، گفت: بی تردید مأنوس شدن با قرآن و تلاوت روزانه آن زندگی ساز است.

به گزارش رودآور در ماه مبارک رمضان محافل جزء خوانی بسیاری در گوشه و کنار شهرستان برپا بود و همگان سعی می کردند از این محافل نورانی نهایت استفاده را ببرند.یکی از این محافل به همت بسیج فرهنگیان برگزار شد که در ذیل تصاویری از آن را ملاحظه می کنید.

امید آن که از برکات این ماه بهره مند شده باشیم و با پایان یافتن رمضان تلاوت قرآن ما ادامه داشته باشد.ان شاءالله.

زنگنه

انتهای پیام/

۱۰ خرداد

لازمه ایمان تسلیم در برابر همه احکام الهی است/ ارزش اخلاقی در دیدگاه اسلامی نیازمند حسن فعلی و فاعلی است

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ آیت الله محمدتقی مصباح یزدی شنبه شب در جلسه درس اخلاق که در دفتر رهبر انقلاب در قم برگزار شد، با اشاره به مشکلات دنیا طلبی گفت: قرآن می فرماید مؤمن نباید به بهره مندی کافران از دنیا چشم بدوزد.

وی افزود: قرآن می فرماید اگر حکمت الهی و مصلحت نبود تمام نعمت هایی دنیوی به کافران داده می شد چون مسائل مادی بی ارزش است، لحن بخشی از آیات قرآن در مواجهه با مسائل دنیوی لحن تحقیر است؛ تشدیدهای لحنی در بخشی از آیات قرآن کریم وجود دارد که خطاب به افرادی است که دنیا را برای خود انتخاب کرده و آخرت را رها کرده اند.

به گزارش رسا، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اظهار داشت: قرآن می فرماید کسانی که به دلایل گوناگون از دستورات خدا سرپیچی می کنند و به برخی از احکام ایمان دارند و به بخش دیگر ایمان ندارند در واقع کافر هستند چرا که لازمه ایمان تسلیم در برابر همه احکام است، نمی توان گفت که همه دین را قبول داریم اما مثلا حجاب و جهاد را قبول نمی کنیم و برای کار نادرست هم استدلال های عجیبی می آورند.

وی ادامه داد: قرآن می فرماید اگر افرادی از دستورات خداوند سرپیچی کنند  خدا کسانی را خواهد آورد که از این دستورات استقبال کنند، باید بدانیم که وقتی ادعای ایمان کردیم دلیل نمی شود که مؤمن واقعی باشیم، ایمان واقعی انسان در عمل و اطاعت الهی از دستورات مشخص می شود.

آیت الله مصباح یزدی با بیان این که باید خود را در برابر دستورات الهی بسنجیم، ابراز داشت: این پذیرش باید فارغ از بهانه های متفاوت باشد نه این که انسان تنها زمانی از دستورات الهی اطاعت کند که هیچ زحمتی و هزینه ای نداشته باشد.

وی عنوان کرد: قرآن مشخصه کافران را دوست داشتن بیشتر دنیا نسبت به آخرت می داند، کسانی از ته دل ایمانی ندارند و به دلیل مصلحت هایی در بین مسلمانان می آیند و با آن ها ارتباط می گیرند دچار عذاب خواهند شد چون دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند.

استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: هم و غم برخی از افراد تنها دنیا است و اصلا فکری برای آخرت ندارد؛ گاهی برخی تصور می کنند که بین دنیا و آخرت تنها می توان یک مورد را انتخاب کرد در حالی که درست نیست اما زندگی دنیوی باید مقدمه و ابزاری برای رسیدن به آخرت و قیامت باشد.

وی اضافه کرد: بسیاری تصور می کنند که جمع بین دنیا و آخرت ممکن نیست، آنچه سبب ابتلای انسان به عذاب آخرت می شود این است که امر دنیوی و اخروی با یکدیگر تزاحم داشته باشند و امر دنیوی ترجیح داده شود و سعادت انسان از بین برود، اگر تزاحم وجود داشت انتخاب کار دنیوی سبب عذاب اخروی می شود اما اگر تزاحمی نبود سبب عذاب نخواهد شد.

آیت الله مصباح گفت: ارزش اخلاقی در دیدگاه اسلامی حسن فعلی و فاعلی می خواهد، برخی کارها در زمان تزاحم حسن فعلی را از دست می دهند و کار خلاف می شود،  بعد از حسن فعلی، اگر نیت انسان خدا پسند بود سبب فضیلت انسان در درجات مختلف است، کسانی که دنیا پرست باشند اصلا فکر آخرت را نمی کنند و تنها به دنبال لذت های دنیوی هستند، تهدیدات قرآن برای کسانی است که دنیاپرستی برای آن ها ملکه شده باشد.

۱۰ خرداد

شرایط قبولی و صحت نماز

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ حجت‌الاسلام محسن قرائتی در برنامه امروز درس‌هایی از قرآن ضمن تشریح آیات مقایسه‌ای در قرآن به موضوعاتی جون مقایسه مؤمن و کافر، انفاق و آباد کردن مساجد اشاره کرد.

موضوع برنامه

آیات مقایسه‌ای قرآن

عناوین

مقایسه مؤمن و کافر در قرآن

شرایط صحّت، قبولی و کمال نماز

نگاه متفاوت به انفاق در راه خدا

دعوت به نیکی و سابقه در کارهای خیر

فراگیری هنرهای زندگی در ایام تابستان

آبادکردن مساجد با حضور نسل نو

مقام رضا بالاتر از مقام تسلیم

متن برنامه

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین بعدد ما احاط به علمه

«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»

نیم ساعت امشب، این جلسه یک تابلویی از مؤمن و کافر در قرآن استخراج شده که من این را خدمت شما می‌گویم. خود قرآن خیلی از آیه‌ها را راست هم قرار داده است. مثلاً می‌گوید: «أَ فَمَنْ کانَ‏ مُؤْمِناً» قاری: «أَ فَمَنْ کانَ‏ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً» (سجده/۱۸) مؤمن و فاسق یکسان است؟ پهلوی هم که ایستادند، مشخص می‌شود. یا «هل یستوی…» قاری: «هَلْ‏ یَسْتَوِی‏ الْأَعْمى‏ وَ الْبَصِیرُ» (انعام/۵۰) آیا بینا و نابینا یکسان هستند؟ «فَمَنْ یَعْمَلْ‏ مِثْقالَ‏ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ‏ مِثْقالَ‏ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ» (زلزله/۷ و۸) «خَیْراً یَرَهُ، شَرًّا یَرَهُ» خیر و شر مقابل و هم، بینا و نابینا، خیر و شر، مؤمن و فاسق، اینها دوقلوهای قرآن است. حدود ۳۵۰ تا دو قلو من از قرآن درآوردم که این یا آن. حالا امشب هفت هشت مورد از دوقلوها را برای شما بگویم.

مقایسه مؤمن و کافر در قرآن

می‌گوید: مؤمن، سرپرستی دارد مثل خدا، «اللَّهُ وَلِیُ‏ الَّذِینَ‏ آمَنُوا»، «الذین آمنوا» یعنی مؤمن، «اللَّهُ وَلِیُ‏ الَّذِینَ‏ آمَنُوا» خدا ولایت دارد. سرپرست مؤمن خداست، سرپرست کافر چیست؟ «وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ» (بقره/۲۵۷) سرپرست مؤمن خداست و سرپرست کافر طاغوت‌هاست. افرادی که ایمان دارند «یُقاتِلُونَ‏ فِی‏ سَبِیلِ اللَّهِ» (نساء/۷۶) و افرادی که… چون آیه زیاد داریم نصفش را بخوانید وگرنه همه قرآن می‌شود… مردم شاید گیج شوند. همان یک لقمه بگو که بفهمند قرآن است. یادم رفت… چه می‌گفتم؟

«یُقاتِلُونَ‏ فِی‏ سَبِیلِ اللَّهِ» مؤمن برای خدا می‌جنگد ولی غیر مؤمن، «یُقاتِلُونَ‏ فِی‏ سَبِیلِ الطَّاغُوتِ» ما هم ویلچری در ایران داریم و هم ویلچری در عراق داریم. ویلچری‌های ایران به دستور امام برای دفاع از کشورشان رفته جبهه ویلچری شدند، ویلچری‌های عراق بخاطر اینکه صدام گفت: من می‌خواهم قهرمان عرب شوم، سردار قادسیه شوم، قهرمان عرب شوم، حمله کرد و موفق نشد و ویلچری داد. آنکه روی ویلچر نشسته می‌گوید: برای خدا رفتم، برای دفاع رفتم، به امر یک مجتهد عادل مثل امام رفتم. او می‌گوید: رفتم که صدام جنایتکار بشود سردار، قهرمان عرب. او فدای چه شد و این فدای چه شد؟

مؤمن به خدا امید دارد و هیچگاه مأیوس نمی‌شود. «أُولئِکَ‏ یَرْجُونَ‏ رَحْمَتَ اللَّهِ» (بقره/۲۱۸) مؤمن «یرجون» یعنی رجاء و امید دارد. مؤمن به خدا امید دارد، هیچوقت مأیوس نمی‌شود اما کافر «أُولئِکَ‏ یَئِسُوا مِنْ رَحْمَتِی» (عنکبوت/۲۳) کافر از رحمت خدا مأیوس می‌شود، مؤمن از رحمت خدا مأیوس نمی‌شود. یأس از گناهان کبیره است. هیچوقت نباید مأیوس شویم، خداوند در قرآن آیات زیادی داریم می‌گوید: نتیجه‌اش این است که مأیوس نشوید. حتی پیر شدید ممکن است در پیری خدا به شما بچه بدهد. مأیوس نشو! من چند سال است بچه‌دار نشدم. نمونه، زکریا. «إِنَّا نُبَشِّرُکَ‏ بِغُلامٍ اسْمُهُ یَحْیى» (مریم/۷) زکریا پیر بود. در پیری خدا به او بچه داد. ابراهیم را در پیری بچه داد. مریم شوهر ندارد. خدا به مریم بی شوهر بچه می‌دهد. هیچوقت مأیوس نشوید.

یک شخصی است برای ساروق از مناطق استان مرکزی، اراک است. شخصی آنجا هست به نام کربلایی کاظم، هیچ سوادی ندارد. هیچی! ولی از اول عمرش با او مصاحبه کردند. گفت: من گندم را که می‌خواهم خانه ببرم، از قبل زکات می‌دهم و بعد به خانه می‌برم. یک مرتبه در یک لحظه تمام قرآن را حفظ کرد. او را به قم نزد علماء و مراجع آوردند. حتی دیگر کار به جایی رسیده بود که علمای درجه یک وقتی می‌خواستند بدانند کدام درست است، به این می‌گفتند: تو بخوان. «مالک یوم الدین یا ملک یوم الدین؟» چون دیگر می‌داند این کلاسی نیست، این غیبی است. یعنی حتی بزرگان در اینکه این آیه چطور خوانده شود، «هَیت لک یا هیت لک»؟ در یک لحظه همه قرآن را حفظ کرد. همینطور می‌شود در یک لحظه آدم همه محفوظات را فراموش کند. آن هم می‌شود… در یک لحظه دانستنی‌ها بپرد و ندانستنی‌ها وارد شود. مؤمن به خدا امید دارد «یرجون» امید دارد ولی کافر زود مأیوس می‌شود.

شرایط صحّت، قبولی و کمال نماز

مؤمن روی نمازش حفاظت دارد. «وَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ یُحافِظُونَ‏» قاری: «وَ الَّذِینَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ یُحافِظُون‏» (معارج/۳۴) غلط نخواند. سر وقت بخواند. با آداب بخواند. چون نماز سه شرط دارد. یک شرط صحت دارد که اگر بود نماز صحیح است، نبود باطل است. مثل قبله، مثل وضو، اینها شرط صحت است. یک شرط داریم شرط قبولی است. یعنی نمازش صحیح است، اما اگر می‌خواهید قبول شود باید زکات بدهید. ممکن است کسی حمد و سوره‌اش هم درست باشد و سر وقت نماز بخواند ولی زکات ندهد. قبول نیست. پس یک شرط شرط صحت است، یک شرط شرط قبولی است. شرط قبولی مثل چای در آفتابه است. چای، چای است ولی چون آفتابه است، هیچکس نمی‌خورد. یعنی شما چای را در آفتابه کنی هیچکس نمی‌خورد. چای صحیح است دروغ نیست، واقعاً چای است. اما قبول نیست. چرا؟ چون در آفتابه است. مثل اینکه شما پول را جلوی خانمت پرت کنی. بگیر! پول است اما خانم دیگر قبول نمی‌کند. می‌گوید: من نمی‌خواهم. پولت برای خودت. پس یک شرط، شرط صحت است. یک شرط، شرط قبولی است. یک شرط، شرط کمال است. نماز صحیح است و قبول هم هست، اما ناقص است. مثل چه؟ مثل اینکه می‌گویند: «لا صَلاةَ لِجَارِ الْمَسْجِدِ إِلا فِی مَسْجِدِهِ»‏ (تهذیب‏الاحکام، ج ۱، ص ۹۲) همسایه مسجد مسجد نرود، این نمازش ارزشی ندارد. یعنی کامل نیست. مؤمن روی نمازش حساس است. اما در مورد غیر مؤمن قرآن می‌فرماید: «وَ إِذا نادَیْتُمْ‏ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِباً» (مائده/۵۸) مؤمن روی نمازش حساس است و کافر روی نمازش بی خیال است. مسخره هم می‌کنند.

نگاه متفاوت به انفاق در راه خدا

مؤمن وقتی پول می‌دهد خوشحال می‌شود. بهترین ساعت‌های مؤمن وقتی است که پول خمسش را به مرجع تقلیدش می‌دهد. می‌گوید: خدایا دستم به امام زمان نمی‌رسد، من ایشان را به عنوان یک مجتهد عادل پذیرفتم پولی که برای امام زمان است به این می‌دهم. اصلاً دستش را می‌بوسد و خوشحال می‌بوسد. اما کافر هم نمی‌دهد و هم می‌گوید: کم شد. صد میلیون داشتیم، بیست میلیونش خمس رفت. قرآن بخوانم می‌گوید: «وَ مِنَ‏ الْأَعْرابِ‏ مَنْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ» (توبه/۹۹) یؤمن کسی که ایمان دارد، «وَ یَتَّخِذُ ما یُنْفِقُ قُرُباتٍ عِنْدَ اللَّهِ» هرچه می‌دهد می‌بیند به خدا نزدیک شد. «وَ صَلَواتِ الرَّسُولِ» من که پول دادم به خدا نزدیک شدم، پیغمبر هم به من دعا می‌کند. اما منافق می‌گوید: پولم رفت و کم شد.

«مَنْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ» از اینجا بخوانید… «وَ یَتَّخِذُ ما یُنْفِقُ قُرُباتٍ عِنْدَ اللَّهِ». قاری: «وَ یَتَّخِذُ ما یُنْفِقُ قُرُباتٍ عِنْدَ اللَّهِ و صلواتِ الرَّسول» (توبه، ۹۹) کسی که در راه خدا پول بدهد، «قُرُباتٍ عِندَ الله» یعنی به خدا نزدیک می‌شود، «و صلواتِ الرَّسول» رسول خدا هم در حق او دعا می‌کند. اما کسی که ایمان ندارد می‌گوید: پولم حیف و میل شد. «وَ مِنَ الْأَعْرابِ مَنْ یَتَّخِذُ ما یُنْفِقُ مَغْرَماً وَ یَتَرَبَّصُ بِکُمُ الدَّوائِرَ» (توبه/۹۸) گوسفندی بود، کشتند و گوشتش را تقسیم کردند. یک مقدار کمی را نگه داشتند. حضرت پرسید گوسفند چه شد؟ گفتند: همه رفت. نیم کیلویش را برای خودمان نگه داشتیم. فرمود: این کلمه زشتی بود که گفتید. همه رفت، یعنی چه؟ بگویید: همه ماند. آنچه برای خدا دادیم برای قیامت ما می‌ماند. اینکه خودمان می‌خوریم از بین می‌رود. چرا به عکس می‌گویید؟ مؤمن وقتی چیزی را در راه خدا خرج می‌کند خوشحال است. می‌گوید: در راه خدا خرج کردم.

داماد وقتی کنار عروس می‌نشیند و دست در جیبش می‌کند و سر عروس پول می‌ریزد، خوشحال است. ولی بچه که نمی‌داند عروس یعنی چه، می‌گوید: پولهایت از بین رفت. پولهایت روی زمین ریخت. رویش پا گذاشتند و پاره شد. اصلاً نمی‌فهمد عروس یعنی چه؟ او می‌گوید: پولت از بین رفت، ولی داماد می‌گوید: نه، سر عروس پول ریختم ارزش دارد.

دعوت به نیکی و سابقه در کارهای خیر

مؤمن «یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ‏ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ» (آل‌عمران/۱۰۴) مؤمن بی تفاوت نیست. خوبی‌ها را تشویق می‌کند و بدی‌ها را جلوگیری می‌کند، یا با قدرت، یا با بیان، یا لا اقل با چهره، اما غیر مؤمن چطور؟ «یَأْمُرُونَ‏ بِالْمُنْکَرِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوف‏» (توبه/۶۷) این تابلو را مقایسه کنیم که ما منکر می‌بینیم… اول انقلاب می‌گفت بگویید: پدر فلان فلان شده… طاغوتی است. حتی مستراح فرهنگی را می‌شکستند و می‌گفتند: طاغوتی است. مستراح دیگر طاغوت و یاقوت ندارد. مستراح است! همان‌ها مستراح را تند تند شکستند، حالا یکی یکی می‌خرند! مؤمن… ولی الآن بعضی به هم می‌گویند: آقا نمی‌دانی چه سفره‌ای! عالی، طاغوتی! نمی‌دانی چه خانه‌ای، طاغوتی! یعنی یک زمانی طاغوت تحقیر می‌شد، حالا وقتی می‌خواهند تحقیر کنند سفره خوب بود و خانه و ماشین خوب بود، می‌گویند: طاغوتی! باید مواظب باشیم که …

انسان مثل زغال است. بعضی زغال‌ها، یک کسی رفت زغال بخرد، گفت: زغال کیلویی چند؟ گفت: زغال یک نفره داریم، گران است، کیلویی اینقدر. زغال دو نفری داریم نصف قیمت است. این مشتری گیج شد. گفت: زغال یک نفری چیست گران است؟ دو نفره چیست ارزان است؟ گفت: زغال یک نفری وقتی روشن شد دیگر تا آخر می‌سوزد. این گران است. زغال یک نفری روی قلیانی که گذاشتی یکی باید تند تند باد بدهد و یکی باید قلیان بکشد. یک لحظه باد زن را کنار بگذاری خاموش می‌شود. انسان زغال دو نفره است یعنی یادش می‌رود، لذا می‌توانستند بگویند: آقا هفده رکعت نماز را یک ربع، نیم ساعت بخوان تمامش کن. می‌گوید: نه، صبح بخوان، ظهر بخوان، شب بخوان، چون آدم یادش می‌رود. مثل اینکه بگویند: یک مرتبه ده لیتر آب به صورت بریز. می‌گوید: نه، هر چند ساعتی یک لیتر به صورتت بریز. همیشه باید تازه باشی. و الا می‌شد بگویند: یک وضو بگیر برای ۲۴ ساعت، یک ربع هم دربست پانزده رکعت، بیست رکعت نماز بخوان خلاص! تربیت است. اشتها که نیست.

یک کسی می‌گفت: من از قم رد می‌شدم سوهان فروش‌های قم، سوهان که می‌پختند دهانم پر از آب می‌شد. گفتم: بابا اینطور که نمی‌شود. یک مرتبه نیم کیلو سوهان خریدم کنار پیاده رو یک ضرب خوردم تمام شد. می‌شد بگویند: آقا یک ضرب ۲۴ ساعت، نماز بخوان و ۲۴ ساعت راحت باش. این چون انسان هی غافل می‌شود، هی باید فوتش کرد.

مؤمن در کارهای خیر عجله می‌کند. «وَ یُسارِعُونَ‏ فِی‏ الْخَیْراتِ» (آل‌عمران/۱۱۴) در کارهای خیر سرعت می‌گیرد. اما غیر مؤمن، «یُسارِعُونَ فِی‏ الْإِثْمِ‏ وَ الْعُدْوان‏» (مائده/۶۲) زن مؤمن تابستان که می‌شود می‌گوید: دخترهایم بروند قرآن یاد بگیرند. خیاطی یاد بگیرند، گلدوزی یاد بگیرند، تابستان است دختر دانشجو و دبیرستانی دارم، یا یک هنر یاد بگیرد و یا یک…

امشب ما خانه یک روحانی بودیم. افطاری، گفتند: آشپزش طلبه است. آمد و گفتم: طلبه‌ای؟ گفت: بله. سال چندم است و چند سالی است طلبه هست. گفت: غذای امشب را من پختم. گفتم: بارک الله! چند تا غذا می‌توانی بپزی؟ گفت: دو هزار تا غذا می‌توانم بپزم. یک طلبه هم هست مثل من غیر از چای دم کردن و تخم مرغ هیچ چیزی بلد نیست. آدم باید هنر یاد بگیرد.

فراگیری هنرهای زندگی در ایام تابستان

به امام باقر گفتند: مادر آشپز! گفت: الحمدلله، الحمدلله! آشپزی هنر است. الآن به دختر لیسانس می‌گوییم: غذا بپز. می‌گوید: من لیسانس گرفتم، غذا بپزم. حالا بگذریم که لیسانس‌ها هم باری ندارند. من تا حالا چند بار گفتم. ولی برای اینکه یک مقدار بادهای کله خالی شود. لیسانس‌های ما بدانند. نه ماه بیشتر درس نخواندند. این چهار سالشان آتش گرفته است. نه ما درس خواندند. هرکس شنیده یکبار دیگر هم بشنود و هرکس نشنیده حواسش را جمع کند و الآن بشنود. چهار سالی که آقا در دانشگاه است، چهار تا تابستان تعطیل است. هر تابستان هم سه ماه است. چهار سه ماه، دوازده ماه! یک سالش تابستان است. از این چهار سال یک سال تابستان است. چهار سال دانشگاه است، هر سالی ۵۲ تا، حالا می‌گوییم: ۵۰ تا، هر سالی ۵۲ تا جمعه است. چهار تا ۵۰ تا می‌شود ۲۰۰ روز جمعه دارد که تعطیل است. ۲۰۰ روز هم پنجشنبه دارد. پنجشنبه‌ها هم دانشگاه تعطیل است. ۲۰۰ روز و ۲۰۰ روز، پس یک سال تابستان است و چهارصد روز هم پنجشنبه و جمعه است. هر سالی ۲۰ روز عید نوروز است که باید تخمه کدو بشکنیم. چهار تا ۲۰ تا هشتاد تا. بیست روز بین ترم تعطیل است. چهار بیست تا، هشتاد تا و هشتاد تا ۱۶۰ تا. سی، چهل روز هم مراسم است. شب قدر و تاسوعا و عاشورا و شب قدر و ۲۲ بهمن و مبعث و رجعت و بعثت و… من حساب کردم از این چهار سال، هجده ماه درس می‌خوانند. هجده ماه هم نه ماه چرت و پرت می‌خوانند. یعنی چیزهایی می‌خوانند که اگر نمی‌خواندند هیچ مشکلی پیش نمی‌آمد. حالا که خواندند هیچ مشکلی را حل نمی‌کنند. والله سر کار هستیم!

از مخ تا کف پا، عقیده من این است چه زنده باشم چه مرده! عقیده من این است باید خاک آموزش و پرورش عوض شود. دیپلم‌های ما فلج هستند. باید خاک دانشگاه عوض شود. به جای محفوظات و مدرک یک هنر و یک کمالاتی را یاد بگیرند. از تابستان استفاده کنیم. قرآن بلد نیستیم بخوانیم، یک استاد قرآن. چطور برای فیزیک و شیمی شما معلم خصوصی می‌گیری، چرا برای آموزش قرآن معلم خصوصی نمی‌گیری؟ «وَ یُسارِعُونَ‏ فِی‏ الْخَیْراتِ» قرآن می‌گوید: «یُسارِعُونَ فِی‏ الْإِثْمِ‏ وَ الْعُدْوان‏».

هنوز هیچی نشده بچه من با اینترنت آشنا است. با ماهواره آشنا است، با فضای مجازی، تمام ابزاری که ممکن است خوب باشد، ممکن است بد باشد. اینترنت و فضای مجازی هم مثل کلید است، از این طرف قفل می‌شود و از این طرف باز می‌شود. می‌شود آدم استفاده خوب بکند، می‌شود استفاده بد بکند. منتهی ما معمولاً استفاده بد می‌کنیم. بعضی‌هایمان…

چطور پدر و مادر آن ابزار را راحت برای پچه‌اش می‌خرد ولی ابزار هدایت را نمی‌خرد؟ شما دفتر تلفنتان را در بیاور. از حرف الف تا حرف «ی» یک شماره تلفن اسلام شناس درونش هست؟ این همه شماره تلفن در دفتر تلفن هست، یک اسلام شناس نباید اسمش در دفتر شما باشد؟ فردا یک سؤالی کردند جواب بدهی. اگر نمی‌توانیم جواب بدهیم به یک اسلام شناس تلفن کنیم و جوابش را بدهیم.

آبادکردن مساجد با حضور نسل نو

راجع به مسجد، مؤمن به فکر این است که مسجد آباد شود. «إِنَّما یَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ‏ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ» (توبه/۱۸) فقط مؤمنین هستند که به فکر آبادی مسجد هستند اما غیر مؤمن چیست؟ «وَ مَنْ أَظْلَمُ‏ مِمَّنْ‏ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ» (بقره/۱۱۴) مؤمن بچه را مسجدی می‌کند. یک آیه داریم مسجد که می‌روید با خودتان زینت بردارید بروید. «خُذُوا زِینَتَکُمْ‏ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ» (اعراف/۳۱) مسجد می‌روید زینت ببرید، زینت چیست؟ طلا برداریم برویم. می‌گوید: نه، «الْمالُ‏ وَ الْبَنُونَ‏ زِینَةُ الْحَیاةِ الدُّنْیا» (کهف/۴۶) مسجد می‌روی زینت ببر، جای دیگر قرآن می‌گوید: زینت برای اولاد است. مال و اولاد زینت است. مسجد می‌روی زینت ببر. یعنی یک خرده پول در جیبت بگذار و یک فقیری دیدی به او بده. بچه‌ات را هم با خودت مسجد ببر و برگردان. «الْمالُ‏ وَ الْبَنُونَ‏ زِینَةُ»،«خُذُوا زِینَتَکُمْ»

دیدید کشاورزها دو تا شاخه را می‌گیرند و پیوند می‌زنند و یک میوه جدید درمی‌آید. قرآن هم همینطور است. گاهی یک آیه را به یک آیه دیگر گره می‌زنیم و یک چیزی درمی‌آید. نصفش را من می‌گویم و نصفش را شما بگویید ببینم گرفتید. مال و اولاد چیست؟ زینت است. مسجد می‌روید زینت ببر. یعنی مسجد می‌روی دست بچه‌ات را بگیر ببر، پول هم در جیبت بگذار که هم بچه‌ات تربیت شود و هم یک فقیری سیر شود. گرفتید؟ «الْمالُ‏ وَ الْبَنُونَ…» بلند بگویید…‏ «زِینَةُ» مال و اولاد زینت است. «خُذُوا زِینَتَکُمْ» یعنی مسجد می‌روی زینت ببر، یعنی بچه‌ات را با خودت ببر، یک پولی هم در جیبت بگذار.

این امام حسن مجتبی که نیمه ماه رمضان متولد شد، یک چیزی برای شما بگویم، شاید برای شما نو باشد. حاجی‌ها هرکس مستطیع است باید مکه برود. «وَ لِلَّهِ‏ عَلَى‏ النَّاسِ‏ حِجُّ الْبَیْتِ» (آل‌عمران/۹۷) این آیه می‌گوید: هرکس مستطیع است، واجب است مکه برود. تمام پولدارها که از سلامتی و امنیت برخوردار هستند باید مکه بروند. مکه که رفتند هجده کار باید بکنند. یکی از این هجده کار این است که «وَ لْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ‏ الْعَتِیقِ» (حج/۲۹)۱- هرکس پول دارد، مکه برود.۲- هرکس مکه می‌رود باید هجده کار بکند. یکی از این هجده کار طواف است. کنار طواف یک منحنی است. فرض کنید این میز کعبه است که باید طواف کنیم. فرض کنید من هم یک نیم دایره، کج بنشینم که نیم دایره شوم. حاجی‌ها که دارند طواف می‌کنند حق ندارند از این وسط بیایند بروند. باید همینطور که دور میز می‌گردند از پشت سر بیایند بروند. یعنی این نیم دایره هم باید داخل طواف باشد. با اینکه وسطش خالی است. می‌شود میانبر زد ولی می‌گویند: حق نداری. می‌گوییم: کعبه خانه خداست. این نیم دایره چیست؟ می‌گویند: قبر اسماعیل است. می‌گوییم: قبر اسماعیل هم باید دورش بگردیم؟ می‌گویند: بله! مگر اسماعیل چه کسی بوده؟ یک بچه سیزده ساله! چه کرده است؟ همه باید دورش بگردند؟ بله. امام زمان(ع) که هرسال مکه می‌رود باید دور این قبر بگردد. چند بار؟ ۲۱ بار. سه هفت بار، هفت بار برای عمره، هفت بار برای حج و هفت بار برای طواف نساء، امام زمان هر سال ۲۱ بار باید دور این قبر بگردد. می‌گوییم: مگر این اسماعیل کیست؟ می‌گوید: وقتی بابایش ابراهیم گفت: خدا دستور داده تو را بکشم، گفت: «یا أَبَتِ‏ افْعَلْ‏ ما تُؤْمَرُ» (صافات/۱۰۲) خدا گفته بکش بکش. من تسلیم هستم. «فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِینِ» (صافات/۱۰۳) «اسلما» یعنی تسلیم شد، هم ابراهیم تسلیم شد بچه‌اش را ذبح کند، هم ابراهیم پدر و هم اسماعیل پسر. «اسلما» یعنی هردو پدر و پسر تسلیم فرمان خدا. چاقو را گذاشت، کارد را گذاشت، خدا گفت: بردار. نمی‌خواستم خون ریخته شود. می‌خواستم تو دل بکنی. امتحانی بود ببینم دل کندی یا نکندی.

مقام رضا بالاتر از مقام تسلیم

حالا یک سؤال از شما می‌کنم. آدم یک چیزی را تسلیم باشد مقامش بالاتر است، یا نه غیر از تسلیم راضی هم باشد؟ ببین یکوقت مریض را می‌گویند: شما باید چشمت را بردارند. اگر چشمت را برندارند قند به باقی اعضا می‌رسد. باید پای تو را از زانو قطع کنند، قطع نکنند باید از ران قطع کنند. می‌گوید: تسلیم هستم. مریض ممکن است بخاطر حفظ دینش تسلیم باشد. بگوید: هرطور صلاح می‌دانید. اما راضی نه یعنی تسلیم هستم، یعنی عاشق هستم. یک پسر سیزده ساله به پدرش گفت: من تسلیم هستم. از کجا؟ «أَسْلَما» یعنی تسلیم هستم. اما پسر امام حسن مجتی که  تولدش بحث را گوش می‌دهید، حضرت قاسم نگفت: تسلیم هستم، گفت: مرگ از عسل… بلند بگویید… شیرین‌تر است. یعنی عاشق هستم. اگر یک کسی تسلیم باشد، امام زمان دور قبرش می‌گردد، پس اگر کسی عاشق باشد آن هم امام زمان دور قبرش می‌گردد. امام حسن یک چنین بچه‌ای داد. بچه سیزده ساله روز عاشورا به عمویش نگفت: تسلیم شهادت هستم. گفت:عاشق شهادت هستم. چرا به او این حرف را زد؟ رشد سیاسی داشت. یعنی اگر بناست حکومت دست نا اهل باشد، بمیرم بهتر از این است که زنده باشم.

یکبار ابوذر وارد جلسه‌ای شد دید معاویه نشسته و تمام سران حکومت هم از بنی امیه هستند. ابوذر وارد شد، معاویه رئیس حکومت بود، همه اعضای بنی امیه هم بودند. خندید. گفتند: چرا خندیدی؟ گفت: از پیغمبر شنیدم که اگر مسئولین مملکتی از دودمان بنی امیه بودند، خاک بر سر مردم کند. عجب حدیثی؟ این حدیث یعنی ریشه بنی امیه را می‌کند. چون ابوذر از یاران پیغمبر و از اصحاب پیغمبر است. با این حدیث کودتا می‌کند. کودتای فرهنگی! معاویه گفت: ابوذر این حدیث‌ها را دروغ می‌گویی تا ریشه حکومت مرا بکنی. یا شاهد بیاور یا تو را می‌کشم. این حدیث را چه کسی از پیغمبر شنیده که تو می‌گویی؟ شاهدت کیست؟ ابوذر دید خنده کرد و خنده‌اش درد سر شد. گفت: نمی‌دانم من شاهد ندارم. ولی حضرت علی خیلی با پیغمبر بوده است. شاید علی بن ابی طالب شنیده باشد. رفتند حضرت علی را آوردند که آقا ابوذر خندید، گفتیم: چرا می‌خندی؟ گفت: پیغمبر گفت: اگر مسئولین مملکتی از بنی امیه بودند، خاک بر سر مردم کند. حالا نگاه کردم معاویه و تمام سران کشور همه از بنی امیه هستند. معاویه گفت: با این حدیث ریشه حکومت مرا بیاور. شما شاهد هستی؟ حالا یک سؤال، اینجا اگر از نظر خط سیاسی باشد، حضرت علی باید بگوید: بله؟ چون ابوذر جزء حزب علی بود. باید بگوید: بله شنیدم که جان ابوذر را نجات بدهد. حضرت علی گفت: نه نشنیدم. یا الله! ابوذر یک شاهد آورد و او هم گفت: من نشنیدم و خبر ندارم. الآن وقت اعدام ابیذر است. گفتند: خوب تکلیف روشن شد. حضرت علی گفت: یک چیز دیگر شنیدم. گفتند: چه شنیدی؟ گفت: این حدیث را نشنیدم، ولی شنیدم که پیغمبر فرمود: زیر آسمان راستگوتر از ابوذر نیست. گرفتید؟ نشنیدم که گفت سران مملکت از بنی امیه باشند ولی شنیدم که «مَا أَظَلَّتِ الْخَضْرَاءُ وَ لَا أَقَلَّتِ الْغَبْرَاءُ عَلَى ذِى لَهْجَهٍ أَصْدَقَ‏ مِنْ‏ أَبِى ذَرٍّ» (معانى‏الأخبار، ص ۱۷۸) زیر آسمان راستگوتر از ابوذر نیست. بنابراین ابوذر هرچه می‌گوید، راست می‌گوید. جان ابوذر را این فرمی نجات داد.

مؤمن خوش اخلاق است. «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ‏ لَهُمْ‏» (آل‌عمران/۱۵۹) بخاطر رحمت الهی تو خیلی با مردم نرم هستی. اما غیر مؤمن چه؟ «سَلَقُوکُمْ‏ بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَیْرِ» (احزاب/۱۹) غیر مؤمن زبانش تیغ دارد، نیش می‌زند. چند چیز را خدا گفته «ویل» یکی «ویل» به اینهایی که نیش می‌زنند. «وَیْلٌ لِکُلِ‏ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ» (همزه/۱) همزه و لمزه یعنی نیش می‌‌زنند. سعی کنید به کسی نیش نزنید. زینب کبری در کربلا شمشیر دید، در شام نیش. پرسیدند: کربلا سخت‌تر بود یا شام؟ فرمود: شام. چون در شام نیش می‌زدند.

 

مؤمن وقتی گناه می‌کند استغفار می‌کند. «ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ‏ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ» (آل‌عمران/۱۳۵) مؤمن وقتی خلاف کرد گناه می‌کند. علامت مؤمن و منافق این است. مؤمن بیست سال قبل گناه کرده باشد تا صحنه گناه یادش بیاید ناراحت است. ولی منافق وقتی گناه می‌کند  حدیث داریم انگار یک مگسی از بغل گوشش رد شد. یک ویزی می‌‌کند و بعد فراموش می‌کند. اگر گناهانت را یادت رفت، معلوم می‌شود رگ نفاق در ما هست. اگر یاد گناهانت کردی، معلوم می‌شود رگ ایمان در ما هست. ولی مؤمن گناه که می‌کند می‌گوید: نه، «وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَیْها آباءَنا وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها» (اعراف/۲۸) خدا خواسته گناه کنیم. دیگر جوانی است. ما هم که خدا جوان خلق کرده پس گناه کنیم. مؤمن وقتی گناه می‌کند ناراحت است و عذرخواهی می‌کند. منافق وقتی گناه می‌کند می‌گوید: دیگران هم این گناه را کردند. بعضی‌ها گناه می‌کنند می‌گوید: خوب دیگران هم گناه کردند.

 

مؤمن وقتی قرآن برایش می‌خوانیم ایمانش زیاد می‌شود، «وَ إِذا تُلِیَتْ‏ عَلَیْهِمْ‏ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إِیماناً» (انفال/۲) مؤمن وقتی قرآن را می‌شنود ایمانش زیاد می‌شود ولی غیر مؤمن «وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَیْهِمْ آیاتُنا بَیِّناتٍ تَعْرِفُ فِی‏ وُجُوهِ‏ الَّذِینَ کَفَرُوا الْمُنْکَر» (حج/۷۲) مؤمن وقتی برایش قرآن می‌خوانی لذت می‌برد ولی غیر مؤمن وقتی برایش قرآن می‌خوانی عبوس می‌کند. نیم ساعت شد…

حرف ما تمام نشد. بیایید حرف‌هایی که زدیم به دعا تبدیل کنیم. خدایا آنگونه ما را قرار بده که همیشه تحت ولایت تو باشیم. ۲- مؤمن امید دارد و کافر مأیوس است. خدایا ما را از امیدوارها قرار و از مأیوسین قرار نده. مؤمن روی نمازش حفاظت دارد، کافر نماز را مسخره می‌کند. خدایا ما را از محافظین نماز قرار بده. مؤمن چیزی که در راه خدا می‌دهد می‌گوید: درآمد و سرمایه گذاری برای قیامت، منافق چیزی که برای خدا قرار می‌دهد، می‌گوید: جیبم خالی شد، پولم کم شد. خدایا سعه صدری به ما بده که در خمس و زکات و انفاق و کمک به دیگران دست و دلباز باشیم. مؤمن اهل امر به معروف و در کارهای خیر عجله دارد، «یسارعون» تمام کمالاتی که در قرآن گفتی خدایا به آبروی امام حسن مجتبی این کمالات را به ما مرحمت بفرما. عیدی ما را در تولد امام حسن مجتبی اینطور قرار بده، همینطور که امام حسن مجتبی بچه سیزده ساله تربیت کرد که گفت: مرگ از عسل شیرین‌تر است، نسل ما را تا آخر تاریخ از بهترین مؤمنین و مؤمنات قرار بده.

«والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته»

انتهای پیام

۹ خرداد

پرکاری و روحیه خستگی‌ناپذیری یکی از ویژگی‌های امام جمعه تبریز است/ تاثیر تجلیل از حافظان قرآنی در نماز جمعه در دراز مدت نمایان خواهد شد

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، رحیم وظیفه شعاع در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آناج در خصوص  اولین سالگرد انتصاب نماینده ولی فقیه در آذربایجان‌شرقی، اظهار داشت: حضور حجت‌الاسلام والمسلمین آل‌هاشم در جامعه امروز حضوری اثربخش و همه جانبه می‌باشد؛ یعنی با همه اقشار جامعه چه مردم عادی، چه مجامع قرآنی و دانشگاهی و چه بازاریان بازار برخورد فعال دارند و به صورت ملموس با تمام اقشار دیدار داشته‌اند.

وی ادامه داد: این دیدارها شناخت بسیار خوبی از همه اقشار به حاج آقا می‌دهد و از طرف دیگر در نوع برخوردشان تواضع، رویکرد مردمی و بدون واسطه باعث شده امید، نشاط و نگاه مثبت و کم کردن فاصله مسئولین با مردم احساس شود و نوعی خوشبینی در بین آحاد مردم نسبت به نماینده ولی‌فقیه و قشر روحانیت ایجاد کند.

مدیرعامل موسسه مهد قرآن و عترت آذربایجان‌شرقی در خصوص ورود امام جمعه تبریز در حوزه قرآنی عنوان کرد: برخورد حاج آقا در خصوص حوزه قرآنی برخورد فعالانه است نه منفعلانه، بدینگونه نیست که ما به سراغ امام جمعه برویم و فعالیت و چالش‌ها را مطرح کنیم بلکه این حرکت از طرف خود حاج آقا است؛ زیرا حجت‌الاسلام والمسلمین آل هاشم روحیه پیگیری و ورود به مسائل دارد و در پی رفع موانع و مشکلات هستند.

وی افزود: به صورت کلی روحیه جهادی، پرانرژی بودن، خستگی ناپذیری و پرکاری از روحیات نماینده ولی‌فقیه در استان می‌باشد که فکر می‌کنم همین پرکاری عامل موفقیت حاج آقا است که در این مدت کوتاه ارتباط خوبی با اقشار برقرار کرده‌اند و باید اقرار کنیم که این ارتباط صوری نیست بلکه کاملا دوطرف می‌باشد البته بخشی از این پرکاری نیز ناشی از سن بسیار جوان امام جمعه تبریز است.

وظیفه‌شعاع با اشاره به تاثیر تجلیل حجت‌الاسلام والمسلمین آل‌هاشم از حافظان و قاریان قرآن در نماز جمعه گفت: قطعا این رفتار تاثیر بسیار زیادی دارد اما مسائل فرهنگی و تاثیرات کار در آن در دراز مدت به خوبی نمایان می‌شود اما در ۴۰ تا ۵۰ موردی که تجلیل صورت گرفته کاملا احساس می‌شود که شور و شوق بسیار خوبی ایجاد شده است.

وی تاکید کرد: اینکه حاج آقا شخصا خودشان و مسئولین استانی را فعال کرده‌اند بسیار مهم است، در استان بالاترین مقام نماینده ولی‌فقیه و استاندار می‌باشد و وقتی در چنین سطحی ورود پیدا کرده‌اند جای امیدواری و ایجاد نشاط و انگیزه در بین حافظان و قاریان داشته است.

این فعال قرآنی با بیان اینکه امام جمعه تبریز در خصوص مسائل قرآنی نهادهای دولتی را نیز به چالش کشیده‌اند، خاطرنشان ساخت: نهادهایی مانند تبلیغات اسلامی، ارشاد، اداره کل اوقاف و آموزش و پرورش نهادهای دولتی هستند که حاج آقا مطالباتشان را از آنها حتی در نماز جمعه نیز مطرح کردند و بارها با اشاره به سخنان پنج سال قبل مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه شایسته است در کشور ما با توجه به جمعیت و پتانسیل موجود ده میلیون نفر حافظ قرآنی وجود داشته باشد اما این فرمایش کاملا محقق نشده است.

وی تصریح کرد: در این خصوص بیشتر نهادهای مردمی فعال بوده‌اند و حاج آقا نهادهای دولتی را به چالش کشیدند که آیا آماری دارید که چند نفر حافظ قرآنی داریم و برای تحقق امر رهبری سهم استان ما چند حافظ قرآن است؟ به همین دلیل در این حوزه نقش امام جمعه تبریز بسیار فعال و پیگیرانه است.

انتهای پیام/

 

۹ خرداد

تشویق روزه اولی‌ها بسیار مهم است

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ ماه مبارک رمضان بهترین فرصت برای استفاده از برکات معنوی و الهی است که راه روشن سعادت را برای همه باز می‌کند.

زیبایی‌های این ماه بندگی، معنوی و عبادت نامحدود است و هرکسی که توشه بیشتری جمع نماید سربلند خواهند شد.

شوق روزه گرفتن برای روزه اولی‌ها بسیار زیبا است و آنان از روزه کله‌گنجشکی شروع کرده‌اند و اینک بنده روزه‌دار خداوند محسوب می‌شوند.

در این راستا گزارشی از روزه اولی‌ها را باهم می‌خوانیم.

مهدیس اسماعیلی ۹ ساله در گفت‌وگو باخبر نگار زنان خبر گفت: ماه رمضان سال گذشته چند روز توانستم روزه کله‌گنجشکی بگیرم، خیلی خوشحالم که امسال به سن تکلیف رسیدم و می‌توانم روزه‌دار واقعی باشم.

وی افزود: وقتی می‌توانم روزه‌بگیرم احساس می‌کنم کم‌کم در حال بزرگ شدن هستم و باید بیشتر مواظب خودم و رفتارهایم باشد.

همچنین فاطمه زهرا طیبی به خبرنگار ما گفت: من امسال روزه اولی هستم و مادر و پدرم تشویقم می‌کنند که در ماه رمضان روزه‌هایم را کامل بگیرم.

وی ادامه داد: وقتی روزه هستم به خدا نزدیک‌ترم، با او حرف می‌زنم و می‌دانم که با زبان روزه آرزوهایم را برآورده خواهد کرد.

طیبی در مورد رسیدن به یکی از آرزوهایش گفت: سال‌های گذشته زمانی که سفره افطار در خانه پهن می‌شد آرزو می‌کردم کاش من هم بتوانم روزه‌بگیرم و خیلی خوشحالم از اینکه به آرزویم رسیدم.

وی خاطرنشان کرد: برخی از اطرافیان وقتی متوجه می‌شوند که روزه هستم به من می‌گویند « آخی چه طوری با این جثه کوچکت روزه می‌گیری» شاید در لحظه ناراحت شوم ولی به آنان می‌گویم که خدا همیشه کنار من است.

در ادامه سمانه مؤمن نژاد مادر دختری ۹ ساله که امسال روزه اولی است در گفت‌وگو با خبرنگار زنان خبر گفت: دخترم امسال برای اولین بار می‌تواند روزه بگیرد، با تشویق من و پدرش شوق و اشتیاق زیادی برای روزه گرفتن دارد.

وی افزود: دوستان دخترم را برای افطار در منزل دعوت کردیم و برای تشویق او به همه اعلام کردیم که روزه گرفتن دخترمان باعث افتخار ما است.

مؤمن نژاد در مورد تأثیر افطاری دادن بیان کرد: والدین روزه اولی‌ها می‌توانند با سفره‌های ساده افطاری کودکان را در این مسیر سوق دهند، باید هنگام افطار آنان را تکریم کنیم تا شاهد رشد ریشه‌های معنوی در وجود آنان باشیم.

به‌راستی‌که حس روزه اولی‌ها بسیار شیرین است و آنان بنده‌های ویژه خداوند هستند، تشویق دختران و پسران روزه اولی برای روزه گرفتن بسیار مهم است و آنان باید پس از پایان این ماه پرکت به‌پاس معنوی شدنشان از سوی والدین تشویق شوند.

انتهای متن/*

۸ خرداد

رمضان، فرصتی برای بندگی/ از برکات این ماه غافل نشوید!

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از هرمز؛ ماه مبارک رمضان، نهمین ماه قمری و از ماه های مبارک و مقدس در نزد مسلمانان است؛ در خصوص فضیلت و جایگاه این ماه احادیث و روایات بسیاری نقل شده است که همگی مهر تاییدی بر ماهیت ویژه این ماه است.

حجت الاسلام والمسلین عبدالرضا رستگار، نماینده ولی فقیه در سپاه امام سجاد (ع) بندرعباس در گفتگو با خبرنگار هرمز با اشاره به فضیلت های ماه مبارک رمضان، اظهار کرد: رمضان الکریم، ماه نزول رحمت، ماه نزول قرآن کریم و ماه نزول اغلب کتب آسمانی است که این موضوع موجب پیوند هرچه بیشتر مسلمانان در این ماه با تلاوت قرآن شده است.

نماینده ولی فقیه در سپاه امام سجاد (ع) با تاکید بر اهمیت این ماه، تصریح کرد: در فضیلت و اهمیت این ماه نقل شده که ماه رمضان برابر با هزار سال است و بنابر این شبی از این ماه برابر با ۸۳ سال است و باید تمام تلاشمان را برای بهره بردن از شب و روز این ماه کنیم.

رستگار با بیان ثواب قرائت قرآن مجید در این ماه، عنوان کرد: در این ماه بنده به بالاترین افتخارش می رسد و به عنوان میهمان خداوند شناخته می شود و بهترین تفسیر را پیامبر اکرم (ص) از این ماه ارائه داده اند که فرمودند رمضان ماهی است که دعاها در آن مستجاب می شود، حتی خوابیدن در آن نیز عبادت است و خواندن آیه ای قرآن برابر با ختم قرآن در سایر ماه های سال است.

وی با اشاره به تاثیرات شگفت انگیز روزه بر بدن، اظهار کرد: ماه مبارک رمضان افراد را از مشکلات گوارشی نجات می دهد و با فرآیند سم زدایی بدن را از مشکلات کبد، کلیه و ریه در امان نگه می دارد؛ همچنین ما را به تفکر در زندگی فقرا و به یاد آنان وا می دارد و این سختی ما را برای سختی قیامت مهیا می کند.

نماینده ولی فقیه در سپاه امام سجاد (ع) با تاکید بر حکم روزه گرفتن در گرما، خاطرنشان کرد: روزه عمل واجب و سفارش شده ای است که ترک آن جایز نیست و نباید گرما را بهانه موجهی برای ترک آن دانست و باید توجه کرد که روزه گرفتن در گرما اجری چون جهاد دارد و از آن جایی که خداوند سختی ما را نمی خواهد اگر روزه گرفتن در چنین شرایطی برایمان سنگین بود بهتر آن است که با سفر قضای یک روزه را گردن بگیریم.

انتهای پیام/

۸ خرداد

آدینه در آدینه

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ۸دی: نماز جمعه را به حق می توان میثاق خانه مؤمنان خداجو و عاشقان عبادت و معیادگاه دید و بازدید هم کیشان با دیگر دانست.

نمازی که در آن پس از یک هفته کار و تلاش و مشقت های زندگی روزمره، چشم و دل مردان و زنان خدای طلب با دیدن یکدیگر شاد شده و لذت مراوده با دوستان نیز کامشان را شیرین می کند.

اکنون که به لطف الهی مردی پاک دامن، مؤدب، باهوش، با درایت و ساده زیست سکان‌دار نمایندگی رهبری در گیلان شده جا دارد از این نعمت الهی سپاسگذاری شود و همه اقشار و آحاد به حمایت کامل از وی بپردازند زیرا مسیری که ایشان تاکنون در آن مانده راه صحیح رهبر معزز انقلاب است.

 

 

نهاد پر عظمت و با احترام نمایندگی ولایت فقیه در استان ها جایگاهی بس رفیع و بلند مرتبه دارد که مردم دیندار و ولایت مدار استان عزیزمان بی تردید از جایگاه ویژه آن آگاه هستند.

به همین سبب است که حفظ آن منزلت و دور بودن آن از حاشیه و مسایل جنبی دغدغه همه دلسوزان صادق و سینه سوخته جامعه عزیز اسلامی است.

مردم از این جایگاه تصویر منور رهبر انقلاب که در پاکی و سادگی و صلابت و سلامت تدبیر و درایت و حکمت بی مثال است و بزرگان دنیا با همه طمطراقشان در مقابل اندیشه بلند آن سید جلیل القدر کرنش دارند مشاهده می کنند و طبیعی است که از منسوبین و نمایندگان ایشان نیز به همان اندازه متوقع باشند.

 

 

مدتی است که بخشی از مردم به امید آینده ای روشن در پروژه ای که متعلق به تشکیلات نماینده سابق رهبری در گیلان بوده سرمایه گذاری نموده اند که مع الاسف با بی کفایتی برخی از اعضای سابق دفتر نماینده پیشین، موجب ورود خسارت به اموال اشخاص محترم و بعضا گرفتار گردیده است.

لذا انتظار بحق مردمی که همواره جان برکف فرامین مقام عظمای ولایت بوده و در همه صحنه های دفاع از نظام آماده می باشند، حل سریع مشکلات و استیفای حقوق حقه مالباختگان است که قرار شده توسط مسئولینی که ماموریت یافته اند ـ خصوصا آقای نیکزاد ـ ترک مخاصمه گردد.

باشد که سرمایه گذران آدینه، در همه آدینه ها با خاطری شاد گذران زندگی نمایند و نمازهای آدینه نیز روز بروز با کیفیت و جمعیت بیشتری اقامه گردد.

نویسنده: کیوان میرزایی

۷ خرداد

رمضان؛ بهار دعا و مناجات با خدا/قرآن متضمن کلیات برنامه زندگی بشر است

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  به نقل از دیار آفتاب؛ قرآن هدیه بزرگ آسمانی است برای نسل بشر و کامل‌ترین و جامع‌ترین کلام خدا برای هدایت بشر است و ماه مبارک رمضان، ماه تولد قرآن و ماه انس و شناخت و بهره‌برداری فکری و عملی از قرآن است؛ قرآن قلب رمضان است.

پیامبر(ص) در فرازی از خطبه شعبانیه فرمود «ماه رمضان ماهی است که شما در آن به مهمانی خداوند دعوت شده اید… کسی از شما که یک آیه قرآن را در این ماه بخواند، پاداشش معادل ختم قرآن در ماه‌های دیگر است.»

از این رو باید گفت که بخش اعظم برکات ماه رمضان، در رابطه با قرآن است. قرآن؛ کتاب نجات بخش و سعادت‌آفرین برای انسان‌ها است که در روایات از آن به عنوان «بهار دلها» یاد شده است زیرا همانگونه که فصل بهار، فصل رویش طبیعت و جان گرفتن دوباره آن است، نزول قرآن در ماه رمضان نیز حیاتی دوباره بر روح و جان انسانهاست. خداوند متعال در سوره انفال آیه ۲۴ می‌فرماید «اى کسانى که ایمان آورده‏اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامى که شما را به سوى چیزى مى‏خواند که شما را حیات مى‏بخشد.»

نماینده ولی‌فقیه در استان مرکزی:

ماه رمضان تجلی‌گاه قرآن

آیت‌الله دری‌نجف‌آبادی، نماینده ولی‌فقیه در استان مرکزی در خصوص توجه به قرآن در ماه مبارک رمضان گفت: یکی از ویژگی‌های ماه مبارک رمضان نزول قرآن کریم به عنوان بزرگترین امانت خداوند در عالم وجود بر قلب پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) است.

وی با تاکید بر اینکه نزول قرآن بر قلب مطهر پیامبر اسلام(ص) یکی از بزرگترین حوادث تاریخ آفرینش عالم وجود است، گفت: شب‌های قدر ظرف زمانی این نزول بوده و فرصت ماه رمضان یک فرصت استثنایی است که خداوند در اختیار بندگان قرار داده است.

نماینده ولی‌فقیه در استان مرکزی از ماه رمضان به عنوان بهار اولیای خدا یاد و اظهار کرد: ماه رمضان بهار اولیای خدا، بهار عبادت و بهار سحرخیزی و شب زنده‌داری است؛ این ماه شریف بهار تمسک و دعا و بهار اُنس با ذات اقدس احدیت است و باید بدانیم که فرصتی بهتر، زیباتر، ارزشمندتر و ماندگارتر از ماه رمضان در اختیار نداریم لذا باید قدر این ماه شریف را بدانیم.

سعادت دنیا و آخرت در عمل به قرآن است

آیت‌الله دری‌نجف‌آبادی قرآن را بهترین وسیله تقرب به خداوند دانست و گفت: قرآن شفای دردهای ظاهری و باطنی و چراغ زندگی انسان‌ها است، قرآن سرمایه سعادت و کتاب هدایت و عمل است.

وی با تاکید بر اینکه قرآن متضمن کلیات برنامه زندگی بشر است نه ابزاری برای تشریفات، افزود: قرآن برنامه زندگی فردی و اجتماعی و سیاسی است؛ همچنین قرآن برنامه دنیا و آخرت و شفای تمام دردهای فردی، اجتماعی، خانوادگی، سیاسی و بین‌المللی است.

عمل به آیات قرآن، عزت مسلمانان را به دنبال دارد

نماینده ولی‌فقیه در استان مرکزی اظهار کرد: اگر جوامع اسلامی به قرآن عمل کنند به طور قطع از این ذلت نجات پیدا می‌کنند، اگر امروز تعدادی از کشورهای اسلامی تو سری خور هستند به دلیل فاصله گرفتن از قرآن است.

آیت‌الله دری‌نجف‌آبادی با تاکید بر اینکه حضرت امام خمینی(ره) احیاگر قرآن و اسلام در عصر حاضر بود، گفت: انقلاب، رهبری و شهدا برای همین است که قرآن در جامعه به معنای واقعی احیا شود؛ قرآن یعنی عدالت، تقوا، پرهیز از گناه، ربا، ریا و خیانت. باید در میدان عمل پایبند به احکام و آیات قران باشیم چراکه هر آیه از قرآن ده‌ها درس برای زندگی انسان‌ها دارد.

انتهای پیام/