9 آگوست

امام رضا(ع)؛ داروی آرام بخش تمامی مسلمانان جهان/ بانوی اهل سنت خاشی مبتلا به "سرطان خون" در حرم امام رضا(ع) شفا گرفت

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از تفتان ما , شاید برای همه پیش آمده باشد که در زندگی دچار مشکلات عدیده ای می شوند که کاری از هیچ کس جز خدا بر نمی آید به همین خاطر، دست به دامان امامان معصوم(ع)  شده و به آن ها توسل و توکل جسته اند تا چراغ امیدی در دلشان روشن کنند به همین منظور، اعمال خارق العاده ای که در روزگار محنت مورد تحسین بشر قرار گرفته است در باطن همان “معجزه” است که با اراده خداوند متعال از شخص نبی یا پیامبر ظاهر می شود و این نشانه ای که از سر صدق اوست ، دیگران را وا می دارد تا بیش از این به خداوند متعال و امام معصومان(ع) ایمان بیاورند.

همزمان با ولادت با سعادت “امام مهربانی ها” امام رضا(ع) خبرنگار تفتان ما به پای هم صحبت با افرادی نشسته که این امام بزرگوار بر زندگی آنان تاثیر شگرفی داشته است.

* بیا مشهد، شفای تو به دست من است

یکی از شهروندان شهرستان خاش در گفت و گو با خبرنگار تفتان ما اظهار کرد: سال ۱۳۶۸ در شهرستان چابهار با موتور سیکلت در روز “عید قربان” تصادف کردم که به علت جراحات به بیمارستان چابهار منتقل شدم.

عبدالحسین گنجعلی ادامه داد: به علت ضربه ای که بر سرم وارد شده بوده هر دو چشم خود را از دست دادم به همین خاطر پسرم جهت مداوا به تهران انتقال دادند، به همین منظور باید بگویم که هیچ کاری از دکترها برای مداوای من بر نمی آمد و یک شب خواب دیدم که فردی در گوشم گفت که بیا مشهد، شفای تو به دست من است.

 

 

گنجعلی تصریح کرد: به همین خاطر پسرم مرا به پابوس آقام امام رضا(ع) برد و در شب اولی که به زیارت آن حضرت رفتیم به شکل ناخود آگاه، آقا امام رضا مرا شفا داد.

* امام رضا(ع) داروی آرام بخش همه مسلمانان جهان

یکی دیگر از شهروندان اهل سنت خاشی در این خصوص به خبرنگار تفتان ما گفت: روزگار خوبی نداشتم و با کوچکترین عکس العملی، واکنش نشان می دادم چرا که مادرم مریض و در بستر بیماری بود و خودم هم در زندگی بین بلاتکلیفی ها، روی دست خدا مانده بودم.

“سلیمه” ادامه داد: از طرفی باید کار می کردم تا خرج خانواده را تامین کنم از  طرفی دیگر، میانه ام با خواستگارم به هم خورده بود و بین اما و اگرهای زندگی گیج شده بودم.

 

 

وی تصریح کرد: درمان مادر هم احتیاج به هزینه بسیاری داشت که خارج از توان من بود، تا اینکه یک روز چند تفر از دوستان من در مدرسه گفتند مادرت را به مشهدالرضا ببر و آنجا مطمئن باش حالش خوب می شود و شفاء پیدا می کند و پس از گذشت چند روز به شکل ناگهانی، بلیط  سفر به مشهد را  برای خودم و مادرم گرفتم، وقتی پا به حرم مطهر رضوی گذاشتم ساعت ها در صحن حیاط روبروی ضریح می نشستیم، گریه می کردیم و قرآن می خواندیم.

این دختر جوان بیان کرد: روز آخر مادرم طوری گریه کرد که بیهوش شد به همین خاطر، ما راهی نزدیکترین درمانگاه شدیم، جالب این است بعد از به هوش آمدن، من مادری را در آغوش گرفتم که هیچ درد و بیماری نداشت به بیان ساده تر، پس از آزمایشات پی در پی در درمانگاه و بیمارستان مشهد متوجه شدیم که بیماری “سرطان خون” در مادرم  به شکل عجیبی از بین رفته است در نتیجه باید اعتراف کنم که این سفر، یکی از بهترین سفرهای من بود چون تا به حال همچین معجره ای در عمرم ندیده بودم.

* صورت دخترک سه ساله ای که چون گل درخشید

آیت الله گلپایگانی از علمای مشهور شهر مشهد از پارسایانی است که هر بیماری که نزد ایشان می رفت، آیت الله دستشان را بر موضع بیماری می گذاشتند و سوره توحید می خواندند که به همین طریق بیمار به اذن پروردگار متعال شفا می یافت.

ایشان در تمام سحرها جزء اولین کسانی بودند که پس از بازگشایی حرم به آقا امام رضا(ع) سلام می دادند و از آن حضرت می خواستند که دست افتاده ها را در بیمارستان ها بگیرد. پس از گفتن این سخنان ناگهان  امام رضا(ع)  را در یک باغ پر گل دیدم که روی تختی نشسته اند و من در کنار ایشان هستم.

 

 

اما به ناگهان خود را در بیمارستان دیدم که بوی گل را احساس می کنم و دستم را به هر جای بدنم که درد میکرد گذاشتم و بلافاصله درد خوب می شد… طوری که انگار دست من کیمیایی برای شفای بیماران شده بود.

آیت الله گلپایگانی گفت: در “ایوان طلا” دختر سه ساله ای را دیدم که گویا در حال بازی کردن سماور آب جوش بر رویش ریخته شده بود و به هیچ طریقی معالجعه نمی شد که پس از شفا یافتن دیگر آن لکه بزرگ در صورت دختر پاک شده بود، گویا معجزه سبب شده بود که صورت آن دخترک، پس از شفا همچون گلی بدرخشد.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *