20 سپتامبر

چگونه امام کاظم(ع) باب الحوائج شد

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح توس؛ امام  موسی بن جعفر الکاظم، یا موسی کاظم ملقب به ابو ابراهیم، ابوالحسن و ابو عبدالله هفتمین امام شیعیان پس از پدرش امام جعفر صادق ( ع ) است. ایشان در روز ۷ صفر سال ۱۲۸ ه.ق. در ابواء (منطقه‌ای در میان مکه و مدینه) به دنیا آمد. مادرش برده‌ای آزاد شده به نام حمیده بود که نامهای دیگری از قبیل حمیده بربریه و حمیده اندلسیه نیز برای او نقل شده‌است. اهل سنت به عنوان یک عالم دینی به امام موسی کاظم( ع ) احترام می‌گذارند. زندگی ایشان همزمان با زندگی خلفای عباسی منصور، هادی، مهدی و هارون‌الرشید بود.

القاب امام موسی کاظم

ابو الحسن موسی بن جعفر(علیهماالسلام)، امام هفتم از ائمه اثنی عشر (علیهم‌السلام) و نهمین معصوم از چهارده معصوم (علیهم‌السلام) است. به جهت کثرت زهد و عبادتش معروف به العبد الصالح و به جهت حلم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به الکاظم گردید. کنیه آن حضرت ابو ابراهیم بوده ولی به ابو علی نیز معروف بوده‌اند. از القاب مشهور او است: کاظم، العبد الصالح، باب الحوائج و کنیه گرامى‌اش ابوالحسن و ابوابراهیم است. 

 کیست؟


باب الحوائج 

کاربرد این لقب برای امام هفتم شیعیان موسی بن جعفر الکاظم ریشه حدیثی ندارد و شهرت این لقب مربوط به دوران بعد از درگذشت ایشان است. اولین سندی که چنین عبارتی را درباره امام کاظم (ع) به کار برده است، ابن‌شهر‌آشوب (۴۸۸/۹ – ۵۸۸ ق) در کتاب مناقب است: «دفن ببغداد بالجانب الغربی- فی المقبرة المعروفة بمقابر قریش من باب التین- فصارت باب الحوائج»؛ او در منطقه غربی بغداد، در مقبره معروف به قبرستان قریش در نزدیکی باب التین، دفن شد و قبر او به «باب الحوائج» تبدیل شد.

علامه مجلسی در بحار الانوار همین عبارت را در توصیف امام کاظم(ع) آورده است. در منابع اهل سنت نیز به شهرت امام کاظم به باب الحوائج اشاره شده است. برای مثال ابن حجر هیتمی (متوفای ۹۷۴ق) می‌نویسد: «‌وی به سبب گذشت و بردباری بسیارش، کاظم نامیده شد و در نزد عراقیان به باب قضاء الحوائج عندالله [یعنی درِ برآوردنِ نیازها نزد خدا] معروف بود ». شبلنجی از علمای شافعی نیز درباره شهرت این صفت در میان مردم عراقمی‌گوید: کاظم [ع] امام بزرگواری بود… و او در نزد مردم عراق به باب الحوائج الی الله معروف بود و این لقب به علت برآورده‌شدن حاجات کسانی است که به او متوسل می‌شوند. به نوشته دائرة المعارف تشیع، سنیان و شیعیان برای برآورده‌شدن حاجات، به قبر امام کاظم(ع) متوسل می‌شوند.

 

گوشه ای از زندگی آن حضرت

امام موسی کاظم(ع )چندین بار به زندان افتاد و عاقبت در زندان سندی بن شاهک در بغداد از دنیا رفت. علی بن موسی الرضا امام هشتم شیعیان دوازده امامی، فاطمه معصومه و ابراهیم از جمله فرزندانش هستند.برخی منابع از هوش سرشار ایشان در دوران کودکی یاد می‌کنند. 

امام  موسی کاظم( ع )  به خاطر صبر زیاد و به این دلیل که خشمش را فرومی‌خورده است، به کاظم ملقب شد. همچنین به این دلیل که نسبت به کسانی که به او بد کرده بودند مهربان و بخشنده بوده است به این نام نامیده شد. به نوشتهٔ ابن خلکان، وقتی کسی از او بدگویی می‌کرد هدیه‌ای برایش می‌فرستاد.گفته می‌شود که مردی در حضور امام موسی کاظم (ع ) به جدش علی بن ابیطالب ( ع ) توهین کرد. همراهان ایشان خواستند به مرد حمله کنند، این امام بزرگوار  مانع از این کار شد.

امام موسی کاظم( ع )  چندین بار در طول زندگی اش به زندان افتاد. اولین بار به دستور مهدی، خلیفه عباسی، دستگیر و به بغداد منتقل شد. پس از این واقعه به نوشتهٔ ابن خلکان “خلیفه در خواب علی بن ابیطالب (ع ) را دید که می‌گفته است: چه بسا چون دست یابید، در این سرزمین فتنه و فساد کنید و پیوند خویشاوندانتان را بگسلید(قرآن ۴۷:۲۲) فضل بن ربیع نقل می‌کند که “خلیفه نیمه شب به دنبالم فرستاده بود که این باعث وحشت شدید من شد. وقتی به خدمتش رسیدم دیدم تنها نشسته و آیه بالا را به آواز می‌خواند؛ و کسی خوش صداتر از او ندیده بودم. به من گفت: امام”موسی بن جعفر ( ع ) را به نزدم بیاور”. امرش را اطاعت کردم. پس خلیفه او را در آغوش گرفت؛ سپس او را پهلوی خود نشاند و گفت: “ابوالحسن! الآن امیرالمومنین را در خواب دیدم که این آیه را برایم قرائت می‌کرد. قول بده که علیه من یا هیچیک از فرزندانم شورش نخواهی کرد!”ایشان جواب دادند: “قسم به خدا که توان شورش ندارم.” خلیفه گفت: “راست می‌گویی!” سپس دستور داد تا سه هزار سکه طلا به او بخشیده او را به مدینه نزد خانواده اش ببرند.” فضل می‌گوید: “از ترس اینکه مبادا مانعی پیش بیاید، همان شب ترتیب سفرش را دادم و صبح نشده بود که در راه سفرش به مدینه بود.

امام موسی کاظم( ع )  چندین بار در طول زندگی اش به زندان افتاد. اولین بار به دستور مهدی، خلیفه عباسی، دستگیر و به بغداد منتقل شد. پس از این واقعه به نوشتهٔ ابن خلکان “خلیفه در خواب علی بن ابیطالب (ع ) را دید که می‌گفته است: چه بسا چون دست یابید، در این سرزمین فتنه و فساد کنید و پیوند خویشاوندانتان را بگسلید(قرآن ۴۷:۲۲) فضل بن ربیع نقل می‌کند که “خلیفه نیمه شب به دنبالم فرستاده بود که این باعث وحشت شدید من شد. وقتی به خدمتش رسیدم دیدم تنها نشسته و آیه بالا را به آواز می‌خواند؛ و کسی خوش صداتر از او ندیده بودم. به من گفت: امام”موسی بن جعفر ( ع ) را به نزدم بیاور”. امرش را اطاعت کردم. پس خلیفه او را در آغوش گرفت؛ سپس او را پهلوی خود نشاند و گفت: “ابوالحسن! الآن امیرالمومنین را در خواب دیدم که این آیه را برایم قرائت می‌کرد. قول بده که علیه من یا هیچیک از فرزندانم شورش نخواهی کرد!”ایشان جواب دادند: “قسم به خدا که توان شورش ندارم.” خلیفه گفت: “راست می‌گویی!” سپس دستور داد تا سه هزار سکه طلا به او بخشیده او را به مدینه نزد خانواده اش ببرند.” فضل می‌گوید: “از ترس اینکه مبادا مانعی پیش بیاید، همان شب ترتیب سفرش را دادم و صبح نشده بود که در راه سفرش به مدینه بود.

خصوصیات بارز امام کاظم(ع)

حضرتش در علم و حلم و تواضع و مکارم اخلاق و کثرت صدقات و سخاوت و بخشندگی ضرب المثل بود. بدان و بداندیشان را با عفو و احسان بی‌کران خویش تربیت می‌فرمود. شبها بطور ناشناس در کوچه‌های مدینه می‌گشت و به مستمندان کمک می‌کرد. مبلغ دویست، سیصد و چهارصد دینار در کیسه‌ها می‌گذاشت و در مدینه میان نیازمندان قسمت می‌کرد. کیسه‌های موسی بن جعفر در مدینه معروف بود و اگر به کسی یک صره (کیسه) می‌رسید بی‌نیاز می‌گشت. با این همه در اتاقی که نماز می‌گزارد جز بوریا و مصحف و شمشیر چیزی نبود.

موضوعات مهم دوران امام

برخى از مهم‌ترین موضوعات یادکردنىِ روزگار امام کاظم (علیه‌السلام) عبارت‌اند از: الف. برخاستن جنبش‌هاى انقلابى که امام (علیه‌السلام) برخى از آنها را تأیید مى‌کرد؛ همانند جنبش شهید فخ. ب. سازماندهى نظام سرّى رابطان به دست امام (علیه‌السلام) که وظیفه داشتند ارتباط ایشان را با شیعیان سامان دهند و فرمان‌هاى مقام امامت را بدانان برسانند. ج. پیدایى برخى مسلک‌هاى انحرافى و اوجگیرى فعالیّت‌هاى عقیدتى و سیاسى آنها. برخى از این مسلک‌ها ادّعاى تشیّع نیز سر مى‌دادند؛ ولى به هیچ روى مقبول امام (علیه‌السلام) نبودند. فرقه‌هاى ناووسیّه ، اسماعیلیّه ، مبارکیّه ، سمطیّه و فطحیّه چنین بودند. پدید آمدن این فرقه‌ها در قلمرو مکتب تشیّع شرایط حساسى را براى امام (علیه‌السلام) پدید آورد که تا آن زمان بى‌سابقه بود. امام (علیه‌السلام) با تدبیرى خاص، توانست شیعیان را از این چالش فکرى و عقیدتى برهاند و امامتِ مقبول آیین اسلام را براى آنان نمایان سازد.
د. سازش‌ناپذیرى امام کاظم (علیه‌السلام) در برابر حکومت و کژروى‌هاى دیگر جامعه اسلامى، مسئله‌اى را پیش آورد که براى امامان پیشین پیش نیامده بود. امام (علیه‌السلام) براى مدّتى طولانى در زندان حبس شد.
حاکمان عبّاسى از وجود امام (علیه‌السلام) بیمناک بودند و هر از چند گاهى ایشان را به زندان مى‌انداختند. روزگار حبس امام (علیه‌السلام) در عهد هارون‌الرّشید طولانى‌تر بود و بارها به زندان رفت.

شهادت امام کاظم

هارون عبّاسى، وجود امام کاظم (علیه‌السلام) را در زندان نیز تاب نیاورد و فرمان داد ایشان را مسموم کنند.
آخر الامر یحیی امام را به سندی بن شاهک سپرد و سندی آن حضرت را در زندان مسموم کرد. بدین سان، امام (علیه‌السلام) به سال ۱۸۳ ه. در پنجاه و پنج سالگى در زندان بغداد به شهادت رسید.
چون آن حضرت وفات یافت سندی جسد آن حضرت را به فقها و اعیان بغداد نشان داد که ببینند در بدن او اثر زخم یا خفگی نیست. بعد او را در باب التبن در موضعی به نام مقابر قریش ( کاظمین عراق ) دفن کردند.

انشعاب شیعه به شش فرقه پس از رحلت امام صادق علیه السّلام به ترتیب زیر می باشد:

ناووسیه: کسانى که معتقد بر مهدویت خود امام صادق علیه السّلام بودند.

اسماعیلیه: خالصه که هنوز بر زنده بودن اسماعیل اصرار مى ‏ورزیدند.

آنان که به امامت محمد فرزند اسماعیل اعتقاد داشتند.

دسته‏ اى که به امامت محمئ بن جعفر معروف به دیباج معتقد بودند.

فطحیه:گروهى که امامت عبدالله افطح را قبول داشتند.

کسانى که به امامت موسى بن جعفر علیه السّلام اعتقاد داشتند.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *